فارسی هاب واژگان

دامنه واژگان فارسی را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

11,864

نتیجه

11,864

موضوعات

55

صفحات

330

A0

0

A1

1,512

A2

2,463

B1

4,354

B2

3,338

C1

197

C2

0

حضرت

B1

اسم

عنوانی احترام‌آمیز برای پیامبران، امامان و شخصیت‌های عالی‌رتبه.

می‌کنه

B1

فعل (Verb)

شکل سوم شخص مفرد فعل «کردن» در زمان حال اخباری که در گفتار روزمره به کار می‌رود.

ریچارد

B1

اسم خاص

ریچارد یک نام کوچک مردانه با ریشه ژرمنی به معنای حاکم شجاع است که در فارسی به همین صورت تلفظ می‌شود.

یوسف

B1

Proper Noun (اسم خاص)

یوسف یک نام خاص مردانه با ریشه عبری است که به معنای «خداوند می‌افزاید» می‌باشد.

اون

B1

ضمیر (Pronoun)

ضمیر اشاره به دور یا ضمیر سوم شخص مفرد در زبان محاوره که معادل «آن» یا «او» است.

موسی

B1

اسم خاص (Proper Noun)

موسی نام یکی از پیامبران بزرگ و یک نام محبوب برای مردان است.

یک

A1

numeral

عدد یک. برای شمارش اشیاء تکی استفاده می‌شود.

"من یک سیب دارم."

میگه

B1

فعل

شکل محاوره‌ای فعل «می‌گوید» که برای سوم شخص مفرد به کار می‌رود.

دفن

B1

Noun (Masdar)

دفن به معنای قرار دادن کالبد بی‌جان یا اشیاء در زیر خاک است.

من

A1

pronoun

من یک زبان‌آموز هستم.

"من یک دانشجو هستم."

بدن

A1

noun

ساختار فیزیکی انسان یا حیوان؛ کالبد. مثال: بدن به استراحت نیاز دارد.

بهش

B1

ضمیر مفعولی یا اشاره (مخفف)

شکل مخفف و غیررسمی عبارت «به او» یا «به آن» که در گفتار روزمره برای اشاره به مفعول غیرمستقیم به کار می‌رود.

کرد

B1

Verb (Past Stem / 3rd Person Singular Past)

بن ماضی فعل «کردن» که برای بیان انجام عمل در گذشته توسط سوم‌شخص مفرد به‌کار می‌رود.

کیمبرلی

B1

اسم خاص

کیمبرلی یک نام خاص زنانه با ریشه انگلیسی است که در فارسی برای اشاره به افرادی با این نام به کار می‌رود.

اینکه

B1

conjunction

حرف ربطی که برای معرفی یک جمله پیرو که نقش اسم را دارد به کار می‌رود؛ به معنای 'این موضوع که'.

communication
باز کردن

شده

B1

اسم مفعول

اسم مفعول فعل «شدن» که برای ساخت زمان‌های نقلی و مجهول به کار می‌رود.

کنید

B1

فعل (امر/مضارع التزامی)

صیغه دوم شخص جمع (یا مفرد محترمانه) در حالت امری یا مضارع التزامی از مصدر «کردن».

پیامبر

B1

اسم

پیامبر کسی است که از طرف خداوند برای هدایت مردم فرستاده می‌شود.

میره

B1

فعل

شکل محاوره‌ای فعل «می‌رود» از مصدر رفتن، برای بیان حرکت یا انجام کار در زمان حال.

کنن

B1

فعل (سوم شخص جمع - محاوره‌ای)

شکل محاوره‌ای و غیررسمی فعل «بکنند» برای سوم شخص جمع که در جملات التزامی به کار می‌رود.

زیادی

B1

Adjective / Adverb

واژه‌ای است که به معنای بیش از حد، فراتر از نیاز یا مقدار مازاد به کار می‌رود.

مورد

A2

noun

یک نمونه یا واقعه خاص از چیزی؛ یک قضیه یا آیتم.

خیلی

A1

adverb

به معنای بسیار، زیاد و بیش از اندازه. برای تاکید بر صفات یا افعال به کار می‌رود.

اون‌ها

B1

Pronoun (ضمیر)

ضمیر سوم شخص جمع در زبان فارسی که در مکالمات روزمره به جای «آن‌ها» استفاده می‌شود. برای اشاره به گروهی از افراد یا اشیاء دور به کار می‌رود.

کمک

A1

noun

او به من در درس‌هایم کمک می‌کند. (He helps me with my lessons.)

"به کمک شما نیاز دارم."

پیرزن

B1

اسم

زنی که به سن کهنسالی رسیده است.

باز

A1

adverb

به معنی دوباره، یک بار دیگر یا مجدداً. برای بیان تکرار یک عمل یا حالت به کار می‌رود.

بگیره

B1

verb

شکل مضارع التزامی سوم شخص مفرد از مصدر گرفتن.

میده

B1

فعل

شکل محاوره‌ای فعل «می‌دهد» از مصدر دادن.

بنی

B1

اسم

بنی یک کلمه عربی است که در فارسی به معنای فرزندان یا پسرانِ یک شخص یا قوم به کار می‌رود و بیشتر در متون تاریخی و ادبی دیده می‌شود.

اسرائیل

B1

Proper Noun

نام کشوری در منطقه خاورمیانه و غرب آسیا که در سواحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده است. این واژه در متون مذهبی همچنین به عنوان لقب حضرت یعقوب شناخته می‌شود.

نداره

B1

فعل (Verb)

شکل منفی فعل «داشتن» برای سوم شخص مفرد در زبان محاوره، به معنای عدم مالکیت یا عدم وجود.

بین

A1

preposition

در میان؛ در فاصله‌ای که دو چیز را از هم جدا می‌کند. 'کتاب بین دو صندلی است.'

"کتاب بین دو گلدان است."

دیگه

A2

particle

دیگر نمی‌خواهم. (Dige nemikham.)

"دیگه نمی‌تونم صبر کنم."

ایشون

B1

ضمیر

ضمیر سوم شخص محترمانه که در گفتار برای اشاره به یک یا چند نفر با رعایت ادب به کار می‌رود.

اونا

B1

pronoun

اونا یک ضمیر سوم شخص جمع غیررسمی است که به جای «آن‌ها» در گفتار روزمره استفاده می‌شود.