نظریههای کلاسیک انگیزش
آوریل 3، 2025
نظریههای کلاسیک انگیزش
مفاهیم انگیزش عمدتاً در حدود دهه ۱۹۵۰ توسعه یافتند. سه نظریه اصلی در این دوره مطرح شدند. این سه نظریه کلاسیک عبارتند از: نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، نظریه دو عاملی هرزبرگ، نظریه X و نظریه Y. این نظریهها، بلوکهای سازنده نظریههای معاصر هستند که بعداً توسعه یافتند. مدیران شاغل و متخصصان فرهیخته تا به امروز از ... استفاده میکنند.
چرا انگیزه ذاتی اکنون در دوران استعفای بزرگ اهمیت بیشتری دارد؟
انگیزه ذاتی چیست و چگونه با استعفای بزرگ ارتباط دارد؟ در میان انواع مختلف انگیزه، انگیزه ذاتی یا توانایی افراد برای ایجاد انگیزه در خود مطابق با نیازهای درونی و خود برترشان، در دوران پس از همهگیری بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. دلیل این امر این است که به دلیل دورکاری یا...
انگیزه در محل کار - رویکرد هویج یا چماق دیگر کارساز نیست
«من در این شغل هستم چون چاره دیگری ندارم.» اگر این احساسی است که یکی از کارمندان شرکت شما دارد، ادامه مطلب را بخوانید تا بدانید چگونه میتوان این جمله را به چیزی مثبتتر تغییر داد - «من عاشق کاری هستم که انجام میدهم.» اول از همه - چه کسی مسئول است که مطمئن شود یک کارمند عاشق...
نظریه تقویت انگیزه توسط ... مطرح شد. بی اف اسکینر و همکارانش. این قانون بیان میکند که رفتار فرد تابعی از پیامدهای آن است. این قانون مبتنی بر «قانون اثر» است، یعنی رفتار فرد با پیامدهای مثبت تمایل به تکرار دارد، اما رفتار فرد با پیامدهای منفی تمایل به تکرار ندارد.
نظریه تقویت انگیزش، وضعیت درونی فرد را نادیده میگیرد.یعنی احساسات و انگیزههای درونی افراد توسط اسکینر نادیده گرفته میشود. این نظریه کاملاً بر آنچه برای فرد هنگام انجام عملی اتفاق میافتد، تمرکز دارد.
بنابراین، طبق نظر اسکینر، محیط خارجی سازمان باید به طور مؤثر و مثبت طراحی شود تا کارمند را برانگیزد.
این نظریه ابزاری قوی برای تحلیل مکانیسمهای کنترل رفتار فرد است، اما بر علل رفتار فرد تمرکز نمیکند.
مدیران برای کنترل رفتار کارکنان از روشهای زیر استفاده میکنند:
| تقویت مثبت- این به معنای دادن پاسخ مثبت به فردی است که رفتار مثبت و مورد نیاز را نشان میدهد. به عنوان مثال - بلافاصله از کارمندی که زود سر کار حاضر شده است، تمجید کنید. این کار احتمال تکرار رفتار برجسته را افزایش میدهد. پاداش یک تقویتکننده مثبت است، اما نه لزوماً. اگر و تنها اگر رفتار کارکنان بهبود یابد، میتوان گفت که پاداش یک تقویتکننده مثبت است. تقویت مثبت، وقوع یک رفتار را تحریک میکند. باید توجه داشت که هرچه دادن پاداش خودجوشتر باشد، ارزش تقویت آن بیشتر است. | |
| تقویت منفی- این به معنای پاداش دادن به یک کارمند با حذف پیامدهای منفی/نامطلوب است. تقویت مثبت و منفی میتوانند برای افزایش رفتار مطلوب/مورد نیاز استفاده شوند. | |
| مجازات- این به معنای حذف پیامدهای مثبت است تا احتمال تکرار رفتار نامطلوب در آینده کاهش یابد. به عبارت دیگر، تنبیه به معنای اعمال پیامد نامطلوب برای بروز رفتار نامطلوب است. برای مثال - تعلیق یک کارمند به دلیل زیر پا گذاشتن قوانین سازمانی. تنبیه میتواند با تقویت مثبت از منبع جایگزین، جبران شود. | |
| انقراض- این به معنای عدم وجود تقویت کننده است. به عبارت دیگر، خاموشی به معنای کاهش احتمال رفتار نامطلوب با حذف پاداش برای آن نوع رفتار است. برای مثال - اگر کارمندی دیگر به خاطر کار خوبش مورد تحسین و تمجید قرار نگیرد، ممکن است احساس کند که رفتارش هیچ نتیجه مثبتی ندارد. انقراض ممکن است ناخواسته رفتار مطلوب را کاهش دهد. |
نظریه تقویت به تفصیل توضیح میدهد که چگونه یک فرد رفتار را یاد میگیرد. مدیرانی که تلاش میکنند تا کارکنان را تشویق کنند، باید مطمئن شوند که به همه کارکنان به طور همزمان پاداش نمیدهند. آنها باید به کارکنان بگویند که چه کاری را درست انجام نمیدهند. آنها باید به کارکنان بگویند که چگونه میتوانند به تقویت مثبت دست یابند.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *