سیاست «پول هلیکوپتری»
آوریل 3، 2025
سیاست «پول هلیکوپتری»
میلتون فریدمن یکی از اقتصاددانان بزرگی است که در قرن بیستم زندگی کرده است. بسیاری از سیاستهای اقتصادی مدرن از مکتب پولی اقتصاد که توسط میلتون فریدمن در شیکاگو تأسیس شد، گرفته شدهاند. میلتون فریدمن در یکی از مباحث خود در کلاسهای درس، ایده سیاست پولی هلیکوپتری را مطرح کرده بود. وقتی فریدمن...
مزایای تسهیل کمی
استراتژی تسهیل کمی ابزاری جدید است که توسط بانکهای مرکزی در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد. اکثر بانکهای مرکزی بزرگ مانند فدرال رزرو، بانک مرکزی انگلستان، بانک مرکزی اروپا و بانک ژاپن اخیراً به طور گسترده از این استراتژی استفاده کردهاند. این ابزار در چنین مقیاس بزرگی مورد استفاده قرار گرفته است...
جایگزینهایی برای تسهیل کمی
فدرال رزرو و دولت ایالات متحده سیاست تسهیل کمی (QE) را به عنوان بهترین سیاست برای غلبه بر بحران سال ۲۰۰۸ انتخاب کردهاند. این بدان معناست که سیاستهای دیگری نیز در نظر گرفته شده بود. این سیاستها جایگزینهایی برای سیاست تسهیل کمی (QE) بودند و قادر به ارائه تأثیر مشابهی بودند. با این حال، یک فرد عادی ...
هدف سیاست پولی هر اقتصادی، ایجاد ثبات است. این همان هدفی است که بانکهای مرکزی در وهله اول برای آن ایجاد شدهاند. اساسنامه هر یک از بانکهای مرکزی مانند فدرال رزرو، بانک انگلستان و بانک ژاپن، ثبات مالی را به عنوان هدف شماره یک خود ذکر میکند.
با این حال، منتقدان معتقدند که سیاستهایی مانند تسهیل کمی در جهت مخالف عمل میکنند. در کوتاهمدت، آنها محرک پولی ارائه میدهند. با این حال، در درازمدت، آنها بیثباتی پولی ایجاد میکنند که کل هدف داشتن یک بانک مرکزی را از بین میبرد. در این مقاله، نگاهی دقیقتر به برخی انتقادات بیشتر به سیاست تسهیل مقداری خواهیم داشت..
هدف بانکهای مرکزی، حفظ تورم در حداقل ممکن است. با این حال، سیاست تسهیل کمی دقیقاً برعکس عمل میکند. از آنجایی که این سیاست پول ایجاد میکند و از این پول برای تقویت بیشتر وامدهی با استفاده از این پول به عنوان ذخیره استفاده میکند، ذاتاً تورمزا است. شواهد تجربی زیادی در مورد میزان تورم ناشی از تسهیل کمی وجود ندارد. دلیل این امر این است که تسهیل کمی پدیدهای نسبتاً جدید است.
با این حال، سیاستهای اقتصادی نشان میدهد که در یک اقتصاد رکودزده، از سیاست تسهیل کمی استفاده خواهد شد و بنابراین اولین اثرات تورم خوب خواهد بود زیرا اقتصاد را تحریک میکند. مدیریت اثرات بعدی چنین محرکی پس از بهبود اقتصاد دشوار خواهد بود.بنابراین، بسیار محتمل است که سیاست تسهیل کمی یک مشکل را حل کند، اما در چند سال آینده مشکل دیگری ایجاد کند. بنابراین، این فقط یک راهحل سریع و موقت است و نه یک راهحل بلندمدت.
همانند تورم، هدف بانکهای مرکزی حفظ نرخ بهره در سطوحی تا حدودی پایدار است. هرچه نوسانات نرخ بهره در اقتصاد بیشتر باشد، عملکرد بانک مرکزی بدتر است. این ثبات است که اعتماد قوی مصرفکننده را به همراه دارد که به نوبه خود اقتصاد قوی را به ارمغان میآورد. از سوی دیگر، اگر قیمتها به شدت نوسان داشته باشند، مصرفکنندگان همان سطح از اعتماد را احساس نمیکنند و اقتصاد در درازمدت دچار رکود میشود، زیرا مصرفکنندگان تمایل دارند هزینه کردن را به تعویق بیندازند و از خرید اجتناب کنند.
سیاست تسهیل کمی در کوتاهمدت باعث کاهش نرخ بهره میشود. با این حال، در بلندمدت منجر به تورم میشود که باعث افزایش نرخ بهره میشود و دقیقاً برعکس ثبات مالی را به همراه دارد. بنابراین، منتقدان تسهیل کمی معتقدند که این یک سیاست مخرب است که اثرات منفی در اقتصاد ایجاد میکند.
بسیاری از منتقدان معتقدند که تسهیل کمی مقصر ایجاد چرخههای تجاری است. آنها معتقدند که تسهیل کمی، پول آسان را در اقتصاد ایجاد میکند. این پول سپس به وامدهندگانی میرسد که میخواهند آن را به هر قیمتی وام دهند. آنها برای یافتن وامگیرندگان با یکدیگر رقابت میکنند. در فرآیند این رقابت، آنها در نهایت به افرادی پول قرض میدهند که در وهله اول نباید وام دریافت میکردند. بنابراین، سیاست تسهیل کمی ابتدا رونق ایجاد میکند، یعنی یک مرحله انبساطی که در آن بانکها به همه پول قرض میدهند و همه مشاغل در حال رشد هستند.
با این حال، بعداً همین سیاست پولی منجر به کاهش بدهی توسط بانکها میشود. دلیل این امر این است که وقتی تسهیل کمی متوقف میشود، پول دچار انقباض میشود. این امر باعث میشود بانکها وامهای خود را مطالبه کنند و در نتیجه کسبوکارها شروع به انقباض میکنند، یعنی رکود اقتصادی رخ میدهد. بنابراین، همین سیاست تسهیل کمی باعث رونق و همچنین رکود اقتصادی در اقتصاد شد!
اشتغال ارتباط نزدیکی با چرخههای تجاری دارد. مرحله رونق شاهد ایجاد اشتغال گسترده است. بانکها پول آسان را به مشاغل وام میدهند و سپس آنها از این پول برای گسترش استفاده میکنند و در این فرآیند شغل ایجاد میکنند. بنابراین، استفاده از تسهیل کمی در کوتاهمدت شغل ایجاد میکند. با این حال، در این فرآیند، اقتصاد تنها پس از دریافت تزریقهای پولی از بانک مرکزی به رشد عادت میکند. بنابراین، همزمان با توقف خرید اوراق قرضه، وامدهی بانکی نیز متوقف میشود و مشاغل شروع به انقباض میکنند. این یک واقعیت شناخته شده است که همزمان با انقباض مشاغل، تعداد کارمندانی را که میتوانند استخدام کنند کاهش میدهند. در نتیجه، افراد اخراج میشوند و بنابراین سطح اشتغال کاهش مییابد. بار دیگر، قرار بود تسهیل کمی نرخ اشتغال را تثبیت کند. در عوض، با افزایش اولیه و سپس کاهش آن، آن را بیثبات کرد.
فراوانی پول همیشه در بازارهای دارایی حباب ایجاد میکند. حقوقهای بالاتر و سودهای بالاتر همیشه راه خود را به این بازارها پیدا میکنند و قیمت داراییهایی را که در آنها معامله میشوند، افزایش میدهند. بنابراین، سیاست تسهیل کمی منجر به تشکیل حباب دارایی در بازار میشود. بار دیگر، بازار، مانند اقتصاد به طور کلی، به افزایش مقادیر محرک پولی که روزانه دریافت میشود، وابسته میشود و به محض اینکه این محرک متوقف شود، مردم شروع به بیرون کشیدن پول خود از بازارها میکنند و باعث سقوط قیمتها میشوند. بنابراین، سیاست تسهیل کمی میتواند منجر به افزایش و همچنین سقوط ناگهانی قیمتهای بازار شود که منجر به انتقال عظیم ثروت میشود.
بنابراین، نظریه تسهیل کمی نسبتاً آزمایش نشده است. در هر دو طرف این نظریه، استدلالهای بزرگی وجود دارد. برخی معتقدند که این نظریه بسیار مفید است، در حالی که برخی دیگر معتقدند که خطرناک است و میتواند کل اقتصاد را فرو بریزد.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *