Pinned
وقتی وارد اتاق ۲۴ بند ۲۰۹ شدم یه دختری بود که همسن خودم بود و همون اول با شیرین زبونیاش حال و هوامو عوض کرد
میخواست بهم توضیح بده که چه کارایی میکنن مثلا دو تا شرت گرفته بود دستش میگفت صبا این چیه؟گفتم شرت گفت خب حالا این یکی چیه گفتم اینم شرته
گفت نه دیگه این لیفه:)
















