اصطلاحات رایج در بازار مشتقات
آوریل 3، 2025
اصطلاحات رایج در بازار مشتقات
بازار مشتقات میتواند برای خودش دنیایی به نظر برسد. این بازار آنقدر بزرگ و با سایر بازارها متفاوت است که زبان خاص خودش را دارد. فرد جدیدی که سعی در معامله مشتقات دارد، ممکن است حتی اطلاعاتی را که به او ارائه میشود، نفهمد. بنابراین لازم است واژگان را درک کند...
معاملات الگوریتمی چیست؟
معاملات الگوریتمی مفهومی کتابی و توسعهیافته توسط خورههای فناوری تلقی میشد. کمتر از یک دهه پیش، معاملهگران جریان اصلی در وال استریت به این ایده که ممکن است مجبور به رقابت با ماشینها باشند، میخندیدند. با این حال، اشتباه آنها ثابت شده است. ظهور معاملات الگوریتمی موضوع خندهداری نیست. در حدود یک دهه، بازارهای مالی...
چرا صندوقهای سرمایهگذاری مشترک به مروجین وام میدهند؟
پس از بحران بانکی، بازارهای سرمایه هند با وضعیت وخیم دیگری روبرو هستند. اخیراً مشخص شده است که بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری مشترک به مروجین شرکتها وام دادهاند. باید درک کرد که این وامها به شرکتها داده نمیشود، بلکه به مروجین شرکتها داده میشود. مشکل این است که...
صندوقهای پوشش ریسک، پرخطرترین نوع داراییها محسوب میشوند. تقریباً همه، صندوقهای پوشش ریسک را ماهیتی کاملاً سوداگرانه میدانند. به این نکته اضافه کنید که کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) فقط به افراد دارای دارایی خالص بالا و معتبر اجازه سرمایهگذاری در چنین صندوقهایی را میدهد و این صندوقها بیش از پیش مشکوک به نظر میرسند.
صندوقهای پوشش ریسک به شکننده بودن شهرت دارند و این شهرت دلیل خوبی دارد.در یک بازه زمانی کوتاه ۲۰ ساله، بازار شاهد ظهور بسیاری از صندوقهای پوشش ریسک به موقعیتهای برجسته بوده است، اما بعداً سقوط کردهاند. میانگین عمر یک صندوق پوشش ریسک ۷ سال است! این بسیار کمتر از میانگین عمر یک شرکت است.
واضحترین دلیل ارائه شده برای این شکست صندوقهای پوشش ریسک این است که این صندوقها از اهرم مالی بیش از حد استفاده میکنند. با این حال، تحقیقات، دلایل غیرمالی بسیاری را در پس شکست این صندوقها آشکار کرده است. در این مقاله، به برخی از نقصهای عملیاتی که باعث شکست صندوقهای پوشش ریسک میشوند، خواهیم پرداخت..
بارزترین نقص عملیاتی، حضور مدیران ارشد صندوقهای سرمایهگذاری است. این افراد معمولاً افرادی هستند که قبلاً برای شرکتهای بزرگ جهانی کار کردهاند و اکنون در صندوقهای پوشش ریسک شریک هستند یا حداقل بخشی از مدیریت ارشد آنها را بر عهده دارند. بنابراین، چنین صندوقی سازمانی نیست که سرمایهگذاریها را جذب کند. در عوض، این مدیر است که این سرمایهگذاریها را جذب میکند. بنابراین، در چنین سناریویی اگر مدیر به دلایلی سازمان را ترک کند، سرمایهگذاران نیز همین کار را میکنند. بسیاری از صندوقها با خروج مدیران ارشد، شاهد برداشتهای عظیمی در طول یک شب بودهاند. این همان چیزی است که باعث شده این صندوقها مدیران ارشد کمتری را استخدام کنند. یا آنها شروع به مطالبه غرامتهای بالاتر و بالاتر میکنند یا به سادگی صندوق را ترک میکنند و باعث فروپاشی آن میشوند.
کسبوکار صندوقهای پوشش ریسک مستعد بازاریابی ضعیف است. البته، تیم بازاریابی اهدافی برای دستیابی دارد و از تاکتیکهای فشار بالا استفاده میشود. اما اغلب، صندوق به سرمایهگذاران نامناسبی فروخته میشود. یک صندوق پوشش ریسک همچنین مستعد چرخههای بازار است و با توجه به اهرمی که آنها به کار میگیرند، تأثیر این چرخهها ممکن است عمیقاً در چنین صندوقهایی احساس شود.
با این حال، تیم بازاریابی اغلب تصویر نادرستی را در مقابل سرمایهگذاران ترسیم میکند. آنها ادعا میکنند که نوعی مکانیسم نظارت بر ریسک ایجاد کردهاند که در آن میتوانند حداکثر بازده را با حداقل ضرر ارائه دهند. این امر طبقه نامناسبی از سرمایهگذاران را جذب میکند که با اولین نشانه مشکل، صندوق را ترک میکنند.
صندوق پوشش ریسک یک سرمایهگذاری پرخطر است. این صندوق برای افرادی طراحی شده است که اشتهای ریسکپذیری بالایی دارند. فروش آن به افراد ریسکگریز، تنها باعث برداشتهای گسترده به محض رکود صندوق خواهد شد.
در بسیاری از موارد، کل شرکت توسط یک مدیر صندوق سابق اداره میشود. چنین افرادی در انتخاب سهام مناسب که حداکثر بازده را برایشان به ارمغان میآورد، عالی هستند. با این حال، چنین صندوقهایی در کنترل هزینههای روزمره خوب نیستند. همچنین، چنین صندوقهایی در ارزیابی استفاده از فناوری و ایجاد بهبود فرآیند که منجر به کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری میشود، خوب نیستند.
به همین دلیل است که بسیاری از صندوقهای پوشش ریسک بازده قابل توجهی کسب میکنند، اما هزینههای عملیاتی سهلانگارانه آنها، سودشان را میبلعد. بسیاری از صندوقها قبلاً طعمه این موضوع شدهاند. به همین دلیل، امروزه اکثر صندوقهای پوشش ریسک، مدیران حرفهای را برای مدیریت عملیات روزانه خود استخدام میکنند. صندوقهای پوشش ریسک در مورد انتخاب سرمایهگذاریهای مناسب هستند. با این حال، مانند هر کسبوکار دیگری، آنها نیز باید هزینههای خود را تا حد امکان تحت کنترل داشته باشند.
بسیاری از صندوقهای پوشش ریسکِ در حال ورشکستگی دریافتهاند که مشارکتهای مناسب ممکن است راز بقا باشند. صندوقهای پوشش ریسک بر اساس ادراک به بازار عرضه میشوند. بنابراین، اگر یک صندوق پوشش ریسک بخواهد زنده بماند و رشد کند، باید مشارکتهای مناسب را با تحلیلگرانی که چنین ادراکاتی را شکل میدهند، پرورش دهد.
همچنین، شرکتهای بزرگی مانند جیپی مورگان چیس، بانک آمریکا و کردیت سوئیس نامهای تجاری خود را در ازای دریافت هزینه در اختیار این صندوقها قرار میدهند. ایجاد اتحاد با این شرکتهای بزرگ نیز اعتبار صندوقها را بهبود میبخشد. این عوامل همراه با عملکرد مداوم میتوانند به صندوق کمک کنند تا برای مدت طولانی سرپا بماند.
در نهایت، بسیاری از صندوقها برای مشتریان خود قیمتگذاری متفاوتی دارند. آنها از مشتریان خاص، کارمزد و کمیسیون یکسانی دریافت میکنند. با این حال، وقتی سرمایهگذاریهای بزرگی انجام میشود، تخفیف قابل توجهی به سرمایهگذاران ارائه میشود.
سرمایهگذاران کوچکتر معتقدند که این ناعادلانه است و بسیاری از آنها سازمان را ترک میکنند زیرا نمیخواهند به سرمایهگذاران بزرگ اجازه دهند از مزایای ناعادلانه استفاده کنند. این خط فکری توسط افرادی پشتیبانی میشود که معتقدند بزرگتر بودن لزوماً به معنای بهتر بودن نیست و نشان میدهد که صندوق نباید کورکورانه به دنبال سرمایهگذاریهای بیشتر باشد زیرا ممکن است منجر به بازده کمتر از حد مطلوب برای همه طرفین شود.
صندوقهای پوشش ریسک اغلب به خاطر پرداخت حقوق بیش از حد به کارمندانشان مورد انتقاد قرار میگیرند. با این حال، این حقوقهای هنگفت انتخابی از سوی چنین صندوقهایی نیست. در عوض، آنها یک اجبار هستند. اگر صندوقها حقوق بسیار کمتری پرداخت کنند، بسیاری از کارمندان این صندوقها را ترک میکنند و سرمایهگذاریهای خود را آغاز میکنند که باعث میشود صندوقها بسیار بیشتر از هزینه پرداخت پاداش به آنها، ضرر کنند.
استراتژی پرداخت حداقل حقوق به کارمندان به منظور به حداکثر رساندن بازده سهامداران، منجر به سقوط بسیاری از صندوقها شده است.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *