سازمان صف و ستاد
آوریل 3، 2025
سازمان صف و ستاد
سازمان صف و ستاد، شکل اصلاحشدهی سازمان صف است و از سازمان صف پیچیدهتر است. طبق این سازمان اداری، فعالیتهای تخصصی و پشتیبانی با انتصاب سرپرستان ستاد و متخصصان ستاد که به مقام صف وابسته هستند، به صف فرماندهی متصل میشوند. قدرت فرماندهی همیشه با ... باقی میماند.
طبقهبندی سازمانها
سازمانها اساساً بر اساس روابط طبقهبندی میشوند. دو نوع سازمان وجود دارد که بر اساس روابط در یک سازمان تشکیل میشوند. سازمان رسمی - این سازمانی است که به ساختاری از مشاغل کاملاً تعریف شده اشاره دارد که هر کدام دارای میزانی از اختیار و مسئولیت هستند. این یک تصمیم آگاهانه است که افراد از طریق آن ...
اهمیت سازماندهی عملکرد
تخصصگرایی – ساختار سازمانی شبکهای از روابط است که در آن کار به واحدها و دپارتمانها تقسیم میشود. این تقسیم کار به ایجاد تخصص در فعالیتهای مختلف مورد نظر کمک میکند. مشاغل به خوبی تعریف شده – ساختار سازمانی به قرار دادن افراد مناسب در شغل مناسب کمک میکند که میتواند با انتخاب افراد برای…
تمرکز به فرآیندی گفته میشود که در آن تمرکز تصمیمگیری در دست تعداد کمی است. تمام تصمیمات و اقدامات مهم در سطح پایینتر، تمام موضوعات و اقدامات در سطح پایینتر منوط به تأیید مدیریت ارشد است.
به گفته آلن، «تمرکزگرایی» عبارت است از حفظ سیستماتیک و مداوم اختیارات در نقاط مرکزی سازمان. پیامدهای تمرکزگرایی میتواند موارد زیر باشد:
در حالت متمرکز، تصمیمات مهم و کلیدی توسط مدیریت ارشد گرفته میشود و سایر سطوح طبق دستورالعملهای سطح بالا، آنها را اجرا میکنند.
برای مثال، در یک شرکت تجاری، پدرِ پسر به عنوان مالک، در مورد مسائل مهم تصمیم میگیرد و بقیه وظایف مانند محصول، امور مالی، بازاریابی، پرسنل، توسط روسای بخش انجام میشود و آنها باید طبق دستورالعملها و دستورات این دو نفر عمل کنند. بنابراین، در این مورد، قدرت تصمیمگیری در دست پدرِ پسر باقی میماند.
از سوی دیگر، عدم تمرکز آیا اصلاً یک تفویض اختیار سیستماتیک است؟ سطح مدیریت و در تمام سازمان.
در یک سازمان غیرمتمرکز، اختیار تصمیمگیریهای اصلی و تدوین سیاستهای مربوط به کل سازمان در اختیار مدیریت ارشد است. بقیه اختیارات ممکن است به سطوح میانی و پایینتر مدیریت تفویض شود.
درجه از تمرکز و عدم تمرکز بستگی به میزان اختیارات تفویض شده به پایینترین سطح دارد.
به گفته آلن، «تمرکززدایی به تلاش سیستماتیک برای تفویض اختیار به پایینترین سطح اختیارات اشاره دارد، به جز مواردی که میتوان آنها را در نقاط مرکزی کنترل و اعمال کرد.»
تمرکززدایی با تفویض اختیار یکسان نیست. در واقع، تمرکززدایی امتداد تفویض اختیار است. الگوی تمرکززدایی دامنه وسیعتری دارد و اختیارات به پایینترین سطح مدیریت پراکنده شدهاند.
تفویض اختیار یک فرآیند کامل است و از یک شخص به شخص دیگر انجام میشود. در حالی که تمرکززدایی تنها زمانی کامل است که حداکثر تفویض اختیار ممکن انجام شده باشد.
برای مثال، مدیر کل یک شرکت مسئول دریافت درخواست مرخصی برای کل شرکت است.
مدیر کل این کار را به مدیر پرسنلی که اکنون مسئول دریافت متقاضیان مرخصی است، واگذار میکند. در این شرایط، تفویض اختیار صورت گرفته است.
از سوی دیگر، اگر بنا به درخواست مدیر پرسنل، مدیر کل این اختیار را به تمام روسای ادارات در تمام سطوح تفویض کند، در این شرایط عدم تمرکز رخ داده است.
یک جمله است که وجود دارد «هر چیزی که نقش زیردستان را افزایش دهد، عدم تمرکز و هر چیزی که نقش آنها را کاهش دهد، تمرکزگرایی است.».
تمرکززدایی دامنه وسیعتری دارد و در این مورد مسئولیت زیردستان افزایش مییابد. از سوی دیگر، در تفویض اختیار، مدیران حتی در قبال اعمال زیردستان در برابر مافوق خود نیز پاسخگو هستند.
تمرکزگرایی و عدم تمرکزگرایی مقولههایی هستند که الگوی روابط اقتدار را روشن میکنند..
میزان تمرکز و عدم تمرکز میتواند تحت تأثیر عوامل زیادی مانند ماهیت عملیات، حجم سود، تعداد دپارتمانها، اندازه شرکت و غیره قرار گیرد.
هرچه اندازه یک نگرانی بزرگتر باشد، یک سیستم تمرکززدایی برای آن مناسب است.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *