یه دختر بچهای داشت از پل طبیعت عکس میگرفت گوشی از دستش افتاد گلسش یا صفحهش شکست، با یه ترس و ناراحتی گوشیو بلند کرد
پدرش کنارش وایساده بود، خیلی خونسرد و با لحن آروم بهش گفت مهم نیست، عکستو بگیر بابا
چقدر این حرکت و حرفت خفن بود مَرد =))))
غیرت و کیرخر
همسر رفیقم بارداره، هوس لازانیا کرد، گفتم من میپرم الان میخرم؛
تایمی که نبودم پدرش رفته رفیقمو بیدار کرد که اره تو غیرت نداری یه مرد دیگه باید برا زنت غذا بگیره
دعوا شد.
کسکشا چتونه تو مغزتون ریدن؟