داداشم وقتی ۱۷ سالش بود از یه دختره خیلی خوشش میومد. خیلی ادم تنبلی بود ولی میدیدیم یه مدته که میره سرکار. مامانم با خودش میگفت این بچس الان. از سرش میوفته عیب نداره دوست دخترشه ولی جدی نگیریم. کم کم صداش دراومد که باید بریم خواستگاریش
۱۷ سالش بودواقا.
.
27.4K posts
- از وقتی معنی این تتو رو فهمیدم نظرم راجب تموم ادمایی که این تتو رو میزنن عوض شده :)) 💔
- Replying to @yalda90amولی بعد اون موضوع دیگ هیچوقت برای دختری کار نکردو هیچوقت عاشق نشد. تبدیل شد به یه عادم عنق :) بیایید این کارو با روحیه ادما نکنیم :) قدر اونایی که دوسمون دارنو بدونیم لطفا 💔 شاید دیگ هیچوقت مثل قبل نشه 💔
- من خیلی سم بودم 😂 ۱۵ سالم بود رو همسایمون کراش زدم نونوای محل بود 😂پنجره اتاقم به سمت حیاطشون باز میشد (خونشون ویلایی بود) گوشی نداشتم اون زمان با دختر داییم نامه مینداختیم تو خونشون اینقد لب پنجره صبر می کردیم تا بیاد بیرون نامه رو برداره
- بچه بودم حدودا ۵ سالم بود با مامانمم دعوام شد عروسکمو برداشتم از خونه زدم بیرون با خودم میگفتم میرم خونه مامان بزرگم (عزیز صداش میکردیم) خلاصه من تو خیابون راه میرفتمو از مردم میپرسیدم ببخشید خونه عزیزم کجاس؟
- یکی از همکارام میگفت با عشقم ازدواج کردم اینقد زندگیمون قشنگو عاشقانه بود چشممون کردن دوستامون فامیلامون حتی مادرش:) تا یه روز که از سرکار زود تر از حد معمول رفتم خونه دیدم عشقم بغل یکی دیگ خابیده :) بعدا فهمیدم مادر شوهرم براش جور کرده بود فقط چون چشم دیدن منو نداشته:))
- بچه ها یبار رفتم سر دیت ماه رمضون بود قشنگ بعد هوا گرم بود. پسره خیلی باب دلم بود جدی 😂 من از تشنگی داشتم میمردم برگشت بهم گفت تشنته؟ دکه اونجاس برو ای بخر بخور 😐😂 اولش گفتم نه مرسی میرم میخورم. بعد گفت اره من روزه ام وگرنه خودم میرفتم دوتا میخریدم گفتم عه جدی ؟ ایول
- آدم این کاپلو میبینه دوس داره ازدواج کنه 😂🙌قبول دارید که اینا خیلی کیوتن؟؟؟
- یه فکت جالب راجب پسرا : هیچ پسری دوس دختر دوران بی پولیشو فراموش نمیکنه :) درسته پسرا؟
- ی سم بد بگم ی رفیق داشتم همکارمم بود ی پسره عاشقش بود خیلی پیگیرش بود. این ب دلایلی پسره رو رد میکرد من هی میگفتم یزید نگا چقد خشگله تازه تورو میخاد با خانوادش اشنا کنه میگفت ب دلم نمیشینه هرکاری میکنم. پسره میخاست دستشو بگیره چندشش میشد اصن








