سیاوش تو پستش میگه: من زنستیز نیستم چون ترانه رو زن نمیدونم و ترانه با مردزندار بوده، زنستیزه، پس زن نیست و این خشونت من زن ستیزی نبوده!
با گذشتهی یه زن،رفتار خودشو توجیه میکنه و صلاحیت «زن بودن» رو هم تعیین میکنه.این دقیقا بینقابترین شکل زنستیزیه:تحقیر،توجیه،قدرتطلبی
یه عبارت روانشناسی هست:
Beauty-based social exclusion
طرد اجتماعی براساس زیبایی!
چیزی که برای ترانه و نگار اتفاق افتاده!پسرا چون اون دخترو ندارن حسرت میخورن،دخترای دیگه چون جاش نیستن!
نتیجه؟
طرد،حسادت،دشمنی و رفتارهایی که ریشهش بیشتر تو احساس تهدیدو … ست،نه لزوماً شناخت واقعی
اینجا شاهین داره همون حرفایی که به فرشاد میگفتو به مهبد میگه، که خیلی خوبی باهات حال میکنم (ولی تو رای گیری اولین نفر حذفت میکنم چون چشم دیدن کاپل بودن ترانه رو ندارم، همون طور که چشم دیدن کاپلی نگارو نداشتم)
وای من چقدر از توی افعی بیزارم.
ولی پرچم ترانه امشب بالا بود، اونجا که تو تیوی نشون داد مهبد به نگار میگه ازت خوشم میاد پیکسی گفت کرم از نگاره ولی ترانه گفت من به دوستم اعتماد دارم، مهبد رو هم از همتون بیشتر میشناسم. باریکلا دختر.
جالبه وقتی ترانه حالش بد شد، سودا که میگه پرستاره بجای درک کردن حال ترانه، شروع کرد که این دروغ میگه اصلا هم حالش بد نیست و فیلمشه! ولی وقتی به سودا گفتن چیکار لنز ترانه داری گفت اخه من پرستارم نمیتونم ببینم یکی خودشو با لنز ازار میده :|
سودا میگه من به عنوان یه دختر وقتی عشوه های نگارو برای پسرا میبینم خجالت میکشم! خجالت که نه سودا خانوم! حسادت! اون حس بدی که داری حسادته! که چرا ذره ای نتونستی رفتار کاریزماتیک نگارو داشته باشی!الانم پاره ای از مقایسه ی خودت با نگار.فقط تو نه سودا! همتون! اداشم نمیتونید دربیارید!
فکر کن نشستی توی یه جمعی، همه بهت حمله میکنن، بعد داری صحبت میکنی یکی ازونور داد میزنه خوب بازیگری هستی بعد همه دست میزنن بهت میخندن، بعد چشمت پر از اشک میشه یکی دیگه میگه چشمشو ببین!!
اصلا نگار بد! ولی این جمع واقعا بد ذات بود.
طناز میگه من اخه به چی نگار حسادت کنم؟ اون چی داره؟ قدش که اینجای منه، قیافش که پره چروکه! سنش که دو برابر منه! با این اخلاقشم تا ابد سینگل می مونه! اخه چی داره که حسادت کنم؟ عزت نفس طناز! عزت نفس!
این چیزیه که تو هیچوقت بهش نرسیدی.
فکر کن تو ویلا، برای پیج ترانه مشکلی پیش اومده، بعد طناز اومده درستش کنه، تمام عکسا و اطلاعات شخصیشو برداشته و الان خیلی علنی داره با اینا ترانه رو تهدید به پخش میکنه! من دیگه از کارای این ادما رسما کم اوردم واقعا الان میفهمم چرا نگار یه مدت سکوت کرده بود از دست این حرومیا!
طناز خیلی شفاف میگه اشکالی نداره شاهین میتونه هرچقدر دوس داره با چشاش هیز بازی دراره، بدون مکث در ادامه بلند میشه ادای نگارو در میاره و میگه ولی نگار با عشوه به شاهین نگاه میکنه!
باورم نمیشه یک نفر تو این جمع نیست بزنه تو دهن این عناز و پیکمی بودن و تناقضشو به روش بیاره!
شاهین و سیاوش دارن کاری که با رابطه نگار کردن رو با رابطه ترانه میکنن! ولی مهبد قاطع پشت پارتنرش بود، اگر فرشاد یک درصد از جنم و جربزه مهبد رو داشت، دهن بین و دنباله رو جمع نبود، الان کارش به اینجا نمیرسید.