#رشتو
دوس دارین بدونین چرا ازدواج نمیکنم؟!
سال ۹۶ بود یه دوس دختری داشتم یتیم بود، خیلی بهم علاقمند شد، بعد یه مدت بهم گفت که میخوام یه چیز بگم بهت ولی گارد نگیر
گفت که حاملم و میخوام بچه رو نگه دارم..
گفتم چی؟؟ مگه نمیدونی من قصد ازدواج باهاتو ندارم؟ چند ماهه؟
( با دادو بیداد)
پسرا من میگم خواهر ندارید، مادرم ندارید، ولی یه دختر وقتی واسه شما نود میفرسه که حستونو باور کنه، یه ذره شرف داشته باشینو از این حس سواستفاده نکنین
وگرنه گیر امثال من میوفتین
یه شماره ازتون پیدا کنم کافیه واسم که آدرستونو گیر بیارم ✋🏿
(جوابتو دادم دخترم ولی رباتت خاموش بود)
کـی باورش میـشه آخه این قیـافه، ۶ سال از عمرشو خلاف کرده، ۳ تا ماشینو یه خونه آتیش زدهو زنـدون رفتـه باشـه..
(وقتی میگن گول ظاهر کسیو نخورین ، همچین چیزی منظوره..)
نه بچه دار شم..
از اون روز به بعد، زندگیم معنی دیگه ای پیدا کردو عذاب وجدان روزو شبمو ازم گرفت..
یه وقتایی میفهمی که چقد پستی و دنبال جبرانی ولی بازم تاثیری تو حالت نداره..
قلب مشکی هم نماد بچه هامونه که پارسال از بین ما رفتن..
تو این 16 سالی که دسم تو جیب خودمه و تقریبا خرج خونوادمم میدم،
واسه داداشم که 2 سال ازم کوچیکتره عروسی گرفتم..
واسه اون یکی داداشم که 11 سال ازم کوچیکتره ماه پیش ماشین گـرفتم..
واسه من خونـوادم تمـوم داراییـمه و تنهـا نقطـه ضعفـم..
دیدم مادرش مثه دیونه ها ماتش برده..
به خالش گفتم چی شده، گفت هدی خودکشی کرد، در حالی که حامله بود..
اونقد بغض داشتم که نتونسم یه کلمه هم حرف بزنم..
تک تک حرفایی که بهش زدم تو مغزم پلی میشدن..
از خونه زدم بیرونو رفتم قبرستون سر خاکش..
سر خاکش بهش قول دادم که نه ازدواج کنمو