مهاجرت یعنی انتخاب «آرامش داشتن و دلتنگ بودن» به جای «آرامش نداشتن و کنار عزیزانت بودن».
و این بیرحمانهترین تصمیمیه که یک انسان مجبور به گرفتنش میشه.
هر دو انتخاب هم آخرش به یه حسرت پنهان ختم میشه.
این دختر کوچولو با مادرش از جلوی این میوهفروشی رد شدن و مادر از آقای میوهفروش پرسید که میوهی له شده داره با قیمت کمتر؟ 🥺
آقای میوهفروش کیلو کیلو میوهی تازه و خوب از زردآلو بگیر تا چغالهبادوم براشون گذاشت و چند تا کیسه مجانی داد بهشون 😭❤️🩹
این مردم حیفن به خدا 😭
این خارجیها جدی سختشونه شوخی و جدی ما رو تشخیص بدن.
همکارم پیام داده «۵ دقیقه وقت داری؟»
جواب دادم «نه. ۴ دقیقه و ۵۰ ثانیه وقت دارم. کافیه؟»
بعد زنگ زده تند تند حرف میزنه میگه تند حرف میزنم که به جلسهی ۴ دقیقه دیگهات برسی :| :))
بچهها شاید باورتون نشه اما من ایمیل زدم دانشگاه ایرانم و ازشون خواستم که ریزنمراتم رو ایمیل کنن واسه دانشگاه اینجام و دو روز بعد این کار رو کردن 😮
یعنی یه دانشگاه ایرانی واقعا ایمیل جواب داد و بدون سرویس کردن دهنم کارم رو راه انداخت 😮😮
دیروز یه دختر کانادایی با ذوق بهمون گفت شما ایرانی هستین؟
گفتیم بله.
گفت دوستپسر من ایرانیه، چند جمله فارسی بلدم.
گفتم چی بلدی؟
با لبهای غنچه گفت «بوس بده».
پسران سرزمینم :)))))))
بچه که بودم تو یه برههای به دلایلی یهو وضع مالیمون بد شد.
من یهو همش استرس اینو داشتم که خرج اضافه ندارم رو دست مامان بابام.
یه بار میخواستن ببرنمون اردو. من به مامانم نگفتم چون نمیخواستم پول اردو رو ازش بگیرم.
اون روز رفتم مدرسه، بچهها همه رفتن اردو و من تنها تو کلاس نشستم.
تمام شبهایی که از استرس ویزا و مهاجرت و قیمت دلار خوابم نمیبرد و تمام روزهایی که از غصهی دلتنگی و دوری و بیپولی بغض داشتم، خودم رو تو این لحظه، دقیقاً همین لحظه، تصور میکردم و به خودم میگفتم «تحمل کن، ارزشش رو داره».
تحمل کردم و هزار البته که ارزشش رو داشت.
مامانم با تمسخر گفت که حقوق بازنشستگیش رو ۷۰۰ هزار تومن زیاد کردن.
میشه حدود ۱۲ دلار.
بعد یادم افتاد من دیشب ۷۰ دلار پول درست کردن ناخنام رو دادم.
یه درد و خشم و رنج و خجالت عجیبی تو دلم پیچید.
من سریالهای مینی زیاد میبینم.
به نظرم از فیلم و سریالهای بلند جذابترن.
این زیر بهترین سریالمینیهایی که رو میبینم میذارم تا زکات علمم رو بدم.
1. Inside Man
ژانر جنایی، معنایی و دارک طنز
هر دفعه یه آدم متأهل بهم میگه «من اگه برگردم عقب ازدواج نمیکنم» معذب میشم.
فکر میکنم اگه یه موقع ازدواج کنم و همسرم پشت سرم به یه غریبه بگه کاش باهام ازدواج نکرده بود چی؟