ارتباط مجازی رو نمیفهمم و نمیخوام هم درک کنم
اینجا که کلا دوست دارم برم بالا منبر و خودمو خالی کنم
ولی اگه قراره ارتباطی باشه، چرا چت و صحبت و گروه؟ چرا حضوری نه؟ چرا گالری و پارک و موزه نه؟ چرا کافه و بیکری نه؟
این کسکش هم هر وقت یه ژانر آکادمیکی ترند میشه میاد یه عکس کژوال میذاره که اره من خیلی چیلم و زندگی داره به کسکلک میگذره
انگار نه انگار چند ماه یهو غیبش میزنه صبح تا شب کتابخونه است و جواب زنگت هم نمیده
اتفاقا یکی از دلایلی که ما رومون نمیشه تخفیف بگیریم همون قضیه شدت تخفیف گرفتن بابا مامانهامونه
یه طوری پیله میکردن به طرف و کلی تخفیف میگرفتن که من اون کنار از خجالت آب میشدم
الان فقط میخوام سریع حساب کنم و خداحافظ
باحاله که
من از اینا فهمیدم زبانم انقدر که فکر میکردم خوب نیست، چون مطمئنم که میدونم چیه، نوک زبونمه، ولی به ذهنم نمیرسه اون لحظه، در حالی که فارسیش سریع میاد
ناچارا این طوریه
حرفهای که برای رسیدن به نقطه صفرش هفت سال تحصیل لازمه که از یه جا به بعد حتی تابستون و عید و تعطیل هم نمیشناسه و همین طوری درس و درس و درس و کار، فرصت زندگی و فکر کردن به اپشنهای دیگه رو نمیده
اگر هم بده، دیگه نمیتونه پزشک خوب و باسوادی باشه
یبار یه کافه دار توضیح داد اینو تو توییتر
قیمت چای رو بالا میذارن که جماعت همین طوری نریزن تو کافه یه ساعت بشینن یه چای ده تومنی سفارش بدن
وقتی صد تومنه، هم آیتمهای دیگه انتخاب میشن، هم کافه بیش بی دلیل شلوغ نمیشه