من اومدم خونه مامان بابای زیدم بعد بابام صبح زنگ زد گفت باباش مثل من میخنده یا جدیه؟ گفتم نه میخنده بعد پاشدم رفتم صبونه بخورم بابای زیدم یکهو گفت بابای شما آدم جدی ایه یا مثل من میگه میخنده؟=))))))))))))
خیلی بامزه بود انگار بهم فکر میکنن👈🏻👉🏻 خخخ
خنده دار ترین قسمت سفر همون اولش بود که ماشین ما جلو تر بود تو جاده ایست دیدیم زنگ زدیم به ماشین عقبی که عرق داشتن گفتیم جلو تر ایسته گفتن ایست؟ اها اها اره مارو گرفتن
سلام قربان وقتتون بخیر=)))))))))))