قشر خاکستری چرا نمیاد بیرون؟ جوابش سادس: گلوله!
گلوله و باتوم و بازداشت و شکنجه چیزِ ترسناکیه آقا!
هیچ ربطی هم به ترس از لخت شدن و باورهای مذهبی و محافظهکاری و... نداره.
وگرنه آینهی همین جماعت داخل ایران ایرانیهای خارج از کشورن که تظاهرات ۱۲۰ هزار نفری تو برلین تشکیل دادن.
من هر موقع تو مدرسه از حقوق زنا دفاع میکردم بهم میگفتن کصلیس. یبارم یکی از بچهها میخواست با یه دختر ۱۰ ساله سکس کنه منم مخالفت کردم و گفتم سنش پایینه درست نیست داستانو به دختره گفتم و کلِ اکیپ اون پسره یکسال منو بولی کردن سر این قضیه که "دهن لقی کردی" !
یه سوال، شمایی که عاشق نیستین و رو کسی کراش ندارین، جاش روز و شب به چی فکر میکنید؟ چه چیزی به جاش همیشه گوشهی ذهنتون مثل یه انگل زیست میکنه؟ تو خیابون، توی پیادهروی، وسط مهمونی، توی تنهایی همیشه خورهی مغزتونه؟
مثلا این واقعا پولداره. به کمتر از محصولات اپل راضی نمیشه و اگه اندورید ببینه پنیک میکنه.
تو هر جمع و مهمونی شرکت نمیکنه.
تو کتابها بیشتر رمان رو ترجیح میده.
روابطش معمولا بین ۶ تا ۹ طول میکشن.
از ترامپ هم خیلی خوشش نمیاد.
همین الان تو جمع خانوادگی شب یلدامون بحث همجنسگرایی شد؛ دخترداییم به مستند خردادیان اشاره کرد، یکی گفت اولش برام چندش بود ولی وقتی نشستم تا آخر دیدم دلم سوخت آدم درکشون میکنه...
زنداییم که مذهبیه همیشه روسری میذاره گفت "اینم یه حسه دیگه دست خودشون نیست"
People are changing?!
زنستیزی، کوییرستیزی، بیشعوری، بولی کردن، انگشت کردن و آزار جنسی تو مدارس پسرونه ایران خیلی زیاده...نمیخوان بگم من همیشه ۱۰۰ درصد قربانی بودم...خودمم گاهی باهاشون توی اون سن همراه میشدم و چند تا "ضعیفتر" رو مسخره میکردم، صد البته که پشیمونم ولی میدونم اون سردستههاشون نیستن.
مدرسه تیزهوشان پسرونه به معنای واقعی کلمه برام جهنم بود... جایی که هر لحظه آرزو میکردم کاش ازین جهنم فرار کنم و برم نمونه تا بتونم انسانی بخونم... همین کارم کردم البته و خب سختیهای زیادی داشت ولی در کل از مسیرم راضیم.