دوس دخترم اینقد خوبه که نگو
دیشب باهم رفتیم دیت اولش ک دیدم دیر کرد واقعا اعصابم خورد شده بود هی بهانه میاورد که تو ترافیکه ولی آخرش با نیم ساعت تاخیر اومد برام یه دسته گل بزرگ خریده بود خیلی ذوق کردم حقیقتا بعدش رفتیم کافه شهربازی سینما و توی همه این مدت گفت من اصلا خوشم نمیاد
بهم گفت میثاااااااق جلوتوووووو ببین
محکم پامو گذاشتم رو ترمز با کله رفتم تو شیشه سرم درد گرفت که یهو از خواب پریدم دیدم پدرم داره میزنم تو سرم بلند شو باید بری کچل کنی فردا باید بری سربازی تا لنگه ظهر گرفتی خوابیدی مثل خرس 😏