من دارمیه نفرین می نویسم اینجا.
و با تمام وجود امیدوارم که بگیره.
اون پسری که اومد تو اتاق خوابگاه برادرم و لپتاپشو دزدید، لپتاپی که این بچه با پولی که نخورد و نگشت و نپوشید و جمع کرد،سر کارش تو مغازه درس خوند که بتونه یه چیز خوب بگیره، وسط تحویل پروژه اش ورداشتی لپ تاپ رو برد،
یه یارو هندیه داشت استند آپ میکرد.
میگفت چرا زن پیامبر نداریم؟
چون اگه یه صدایی بهش میگفت من خدا هستم، فکر میکرد عقلشو از دست داده و سعی میکرد مشکلشو برطرف کنه، مرد ولی با اعتماد به نفس کامل میگفت بیاید دور من جمع بشید خدا با من حرف میزنه.
زن نهایتا جادوگر بود که باید میسوخت
بچه ها من خیلی واقعا برای مردان جامعه ایران نگرانم.
چون میای مینویسی
"درآوردن کیر جلوی مدرسه دخترونه کار زتشتیه"
و اونا میان باهات بحث میکنن که
"چرا که نه؟" "تو خوب و بد رو تعیین میکنی؟" "مگه این آزادی نیست؟ مگه شما آزادی نمیخواستین؟"
به همین سوی چراغ قسم.
آهسته تر کسکش باشید.
بابای من رانندست.
واقعا از اون روزی که دیدم راننده ای مثل بابای من که راننده ی ماشین باره، اومد پایین یه دونه یخچال از این کوچولو ها گذاشت رو کمرش و برد بالا،انگار من ستون فقراتم مونده بود لای دستگاه پرس.
حالا بابا هم ناهار اومده لود خونه من رفتم تو، گریه در حد غش.
گفتم بابا تو
بهم گفت شغل بابات چیه؟گفتم راننده تاکسی خندید...فرداش دوباره پرسید واقعا شغل بابات چیه؟گفتم راننده تاکسی دیگه!با پوسخند گفت شغل از این بهتر نبود؟؟؟به بقیه میگی بابام راننده تاکسیه؟؟؟
گروهی از هواداران معترض استقلال صبح امروز، سهشنبه، در اعتراض به عملکرد مدیران باشگاه استقلال در پنجره نقل و انتقالات تابستانی، با تجمع در مقابل ساختمان هلدینگ خلیج فارس، مالک باشگاه استقلال، علیه این هلدینگ و اعضای هیات مدیره استقلال شعار دادند.
هواداران استقلال در هفتههای