رفرش میکنم و قهقهه میزنم.
واقعاً جا داره یک بار دیگه از طنز ایرانی در چنین موقعیتهایی قدردانی کنم.
Lavrenty
20.7K posts
اندر احوالاتِ یک ذهنِ گمگشته
Joined September 2021
- امشب خانمی چادری تو پارک با یه سرعت واقعاً زیاد صاف و بدون کوچکترین تکونی بهسمتم در حال نزدیکشدن بود و باور کنید دوستان چنان به خودم ریدم که اگه چند ثانیه دیرتر میفهمیدم کفش اسکیت پاش بوده، فلنگو میبستم و فرار میکردم.
- با مترو میری یهجور کثافته؛ اسنپ سوار میشی یهجور دیگه؛ ماشین برمیداری هم دیگه تا عمر داری پشیمون میشی از هرچی رانندگیکردنه. جداً هیچ ایدهای ندارم این جامعهی سراسر خشم، افسردگی و استیصال تا چند سال آینده چه شکلی به خودش میگیره و چجور میخواد پیش بره.
- توییت رو که نوشتم، گوشی رو کنار گذاشتم و نشستم زارزار گریه کردم.مامانبزرگا میگن دوستت دارن، بعد فراموشت میکنن.
- من بعد از خوردنِ کسی که غذاهامو خورده.یک خرس قطبی بعد از خوردن غذا استراحت میکند. عکس: Marsel Vanoosten




































