چقدر ما لایق احترام بودیم و چقدر تمام ارگانهای جامعه باهامون مثل سگ برخورد کردند. از سطح مدرسه و دانشگاه بگیر تا هر ارگان دولتی و عمومی که کارمون بهش افتاد.
از تک تک عملههای این سیستم فاسد متنفرم.
شما دیدید از خیل افرادی که میرن ایتالیا یکی رشته توییت بزنه ناله کنه؟ ولی تا دلتون بخواد از کانادا هست. این به این معنیه که ایتالیا جای بهتریه؟ خیر! اون طبقهای که میره ایتالیا، قانعه و به هر چه که داره، راضیه ولی کانادا پر از ایرانی لوس و یچه پولداره که اینجا مرفه بیدرد بودند.
در دانشگاه ما جایی هست به اسم شریف پلاس که سالن های غذاخوری دختر و پسر رو از هم جدا کرده. اما یک بخش VIP داره که غذاهای گرون تر میده و جداسازی جنسیتی وجود نداره. در واقع تبعیض جنسیتی بُعد طبقاتی پیدا می کنه. به این معنی که شما پول بیشتر بده تا مطمئن شیم تمدن و خوی انسانی داری.
به نظرم این جوی که راه افتاده و مردم دارند سوار قایق نجات میشن، بسیار ناسالمه. کلی رنج و سختی رو باید تحمل کنند آخرش هم معلوم نیست بتونن به رفاهی که توی کشتی داشتند، برسند.
یه جوری هم رفتار میکنند انگار اگه سوار قایق نجات نشی، باختی. در حالی که هنوز کلی فرصت رشد در کشتی هست.
به عنوان کسی که در دو سال پایانی دانشجویی در شریف، افکار خودکشی داشتم، باید بگم این مسئله لزوماً به فشار روانی و فرهنگ آکادمیک شریف برنمیگرده.
ورود به شریف، یه موفقیت بزرگه و آدمی پس از رسیدن به موفقیت بزرگ، در خطر رسیدن به پوچیه. اون هم در کشوری که علم جایگاهی نداره.
دوستان هر چیزی که خوشتون نیومد اسمش ردفلگ نیستا :) ردفلگ نشان قطعی از یک رذیلت پنهان یا عدم صداقته که شخص رو برای هر گونه رابطه عمیقی دیسکوالیفای میکنه. فلذا لاک نزدن و شعر خوندن و این چیزا رد فلگ محسوب نمیشه!
وقتی از تهران حرف میزنیم باید مشخص کنیم از کدوم تهران صحبت می کنیم. تهران برای کسی که همه جا با اسنپ بره و گذرش به پایین تر از همت نیافته، خیلی هم جای زیبا و بی نظیریه.
این کشتی از ده ها تن فولاد مرغوب درست شده، موتورها و پروانه های قدرتمندی داره و کلی امکانات عالی که یه سفر بی نظیر رو میشه توش تجربه کرد. کسی منکر برخورد به کوه یخ و ایجاد شکاف در بدنه کشتی نیست ولی این مشکلات با کمک مسافرا قابل حله. اگه قرار باشه ما بریم پس کی بمونه و بسازه؟