من يه نفر ادم مجردم، بارها پسرداييم و خانومش، دختر داييم و شوهرش و بچه هاشو دعوت كردم خونه م. مهموني دادم ١٠ نفر ادم هندل كردم. ولي يه بار نشد اين جاكشا اخر هفته جمع بشن، به منِ يك نفرِ مجرد بگن توام بيا.
دنيا پره از ادمايي كه يا شعور معاشرت ندارن، يا احساس زرنگي ميكنن
یه کرختی کل تهرانو گرفته. همه کسب و کارها وا رفتن. بیشتر از قبل حوصله ادامه دادن ندارم. تمام روتین و پیش بینی مردم به هم ریخته. حوصله و حس و حال هیچی نیست. همه انگار به نوعی منگ و گیج و نمیدونن دارن چکار میکنن و هیچکس امیدی نداره. امیدوارم حسم درست نباشه
اصلا نمیخوام سالاد نتیجه گیری های بی ربط درست کنم، ولی بچه ها من واقعا به این حجم الودگی هوا شک دارم. یه سری درختا تو تهران به طرز عجیبی برگای زرد و خشک شده زیرشون ریخته. از پاییز هم بیشتر.
اصن الایندگی هوا و این گرد و خاک این موقع سال بی سابقه بوده.
٤ تا پسر نره خريم، يه نفرمون دوست دختر داره، اونم چون ما همه مجرديم نميتونه اون بنده خدارو بياره سفر. زنگ زده ميگه شما چه گهي ميخورين يه دختر دورتون نيست :)))))))))))))))
واقعا منو رفيقام عجيبيم، واقعا …
۱-
من هیچوقت تو زندگیم نذاشتم دختر ۱۰۰۰ تومن خرج کنه. رستوران رفتم ۳ تومن واسه نیم ساعت کارت کشیدم، سفر رفتم ۱۵-۲۰ تومن تو دوشب به کس گاو زدم، هیچوقتم پول واسه عشق و حال تخمم نبوده. منتها متنففففففرم از بحث دنگ و کافه و شام و دیت و زهرمار
۲-
اون پسر شاید نداشته، تو چطور عارت نمیشه و میای اینجا از دعوت شدنت به چایی مینویسی؟
شاید پول داشته شعور نداشته، تو چرا دس تو جیبت نکردی؟
اصن چطور روتون میشه میاین راجع به پول توییت میزنید؟