امروز اتفاقی ته فریز یه بسته 50 تایی لواشک پیدا کردم که شهریور پخته بودم و برای اکسم کنار گذاشته بودم تا دیت بعدی ببرم براش.
ده دقیقه بالا سر لواشکا گریه کردم بعدش نشستم همشو خوردم.
میام توییتر میبینم همه خوشگلن
همه قدبلند ان
همه خوش عکسن
همه پوستشون خوبه
همه زید دارن
همه کل تابستونو سفر بودن
همه رتبه برتر کنکور شدن
همه ویزاشون اومده دارن میرن
همه آیفون 13 به بالا دارن
دارم چه غلطی با زندگیم میکنم؟؟؟
از دست خودم خستم عصبانیممم💔💔
قطعا یه مشکلی دارم ولی نمیتونم بفهمم چیه
تو دانشگاه نتونستم دوستی پیدا کنم
تو باشگاه نتونستم تو کتابخونه نتونستم
تو سالن ناخن نتونستم
تو توییتر و اینستا نتونستم
هربار مجبورم تنها برم بیرون و حتی یدونه رفیقم ندارم و این تو 22 سالگی واقعا نرمال نیستت
لفظ "دوس پسرم" خیلی وایب دهه هشتاد و آهنگ ساسی و علیشمس میده. لفظ "رلم" هم واقعا کدی و مورمورکننده اس. "پارتنرم" هم یکم خشک و بی احساسه🤦♀️
جدی کلمه درست و مناسبی براش نیست؟؟؟
وای خدایا سلیقه ها چقدر متفاوته
من طرفدار پسرای آکادمیک ام
از اونا که همیشه سرشون تو کتابه و درگیر پایان نامه ان
از اونا که هر سوالی بپرسی بلدن جوابشو
گوگولی و باهوش با قیافه جدی اما روحیات لطیف
وای💖✨💖✨
یه جعبه شیرینی خیلی خفن و خوشگل خریدیم بردیم براشون
از گرون ترین شیرینی های قنادی
بعد با چایی نیاورد بخوریمش و بجاش یه شیرینی زبون کهنه و بدمزه اورد
بعد 5 سال هنوز چشمم دنبال اون شیرینی هاس