Pinned
farzaneh65
5,130 posts
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم
Joined November 2018
- به نظرم باید طول سیگارارو بیشتر کنن، مثلا از اینجا تا سر خیابون
- من کماکان معتقدم که بلاخره یک اتفاق خوب می افتد و زندگیم متحول میشود.تا آنوقت هم استراحت میکنم که در روز موعود خدای نکرده خسته نباشم 🙄
- حس نومیدی از اینجا نشات میگیرد که آدم نمیداند چرا میجنگد و حتی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه
- آن لحظه که در تنگنا هستید ، همانی که به سمتتان می آید رفیق است ... رفیق
- دل من هواتو کرده کاش از اون اول نبودی
- ساقی به دست باش که این مست می پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
- گاهی اوقات یه اتفاقی تو زندگیت میوفته ، که زندگیت رو دو قسمت میکنه قبل از اون اتفاق و بعد از اون اتفاق...
- شاید ژنتیک بدنش همینه.شاید از اون دسته هستش که وزن نمیگیره ولی با این حال به رویایی که داشته دست پیدا کرده.قرار نیست همه ایده ال باشن.مثل شناگر معلولی که توی مسابقات هم شرکت میکنه و از نظر ما عجیبه
- مياين طرف ما يكی ديگه رو فراموش كنين؟ بابا ما خودمون يكيو می خوايم بشوره ببره همه قبلیارو :|
- پسر بپر اون شیر گازو باز بذار میخوایم بخوابیم
- ژانویهی ۱۹۳۹ ویتگنشتاین نوشت: «بر زندگی نشستهام مثل سوارکار ناشی بر اسب، این را که همین حالا پایین نمیافتم فقط به نجابت اسب مدیونم»

