کاش از این جنگ به بعد این فرهنگ به ما اضافه بشه که خفهشیم و بگیم؛
نمیدونم، سوادش رو ندارم.
نمی دونم چی میشه.
نمیدونم خوب شد یا فاجعه.
فقط یک “نمیدونم” به ما اضافه بشه.
حالا من، من هستم و چیزی که درآینه میبینم شبیه من است. میدانم مابه تصمیمات فردی اعتقادی نداریم و باید قبیله برای ما تصمیم بگیرد. از تصمیم فردی من عصبانی هستی و من تصویر ذهنی که تو از من ساختی را نابود کردهام. من برای #زن_زندگی_آزادی خواهم جنگید و تو کم کم به این عادت خواهی کرد.
مادر شوهرم دیده بود من برای پسرم لالایی سلطان قلبها میخونم ملودیش رو حفظ کرده بود، بدون اینکه از من بپرسه. امروز داشت میخوابوندش دیدم داره ملودیش رو زمزمه میکنه! قشنگ قند تو دلم آب شد. واقعا آلمانیها یک مرحلهی دیگهای از شعور رو دارن تجربه میکنن.
تا وقتی عکسم رو با همسرم منتشر نکرده بودم نمیدونستم مرد ایرانی نسبت به کچلی این مقدار عقده داره.
کامنت گذاشته رفتی زن یه کچل شدی!
معیارم برای زندگی موی رو کلهاس اخه تباه؟