۳ سالم بود دو تا پونز گذاشتم رو بالش با دماغ رفتم توش و کامل فشار دادم برن تو دماغم.
اورژانس اومد پونزا رو از دماغم در اورد.
نیم ساعت بعدش تیله کردم تو دماغم.
این دفعه رفتیم بیمارستان و تیله ها رو هم در اوردن.
شبش هویج کردم تو دماغم.
ساز زدن بقیه منو معذب میکنه!
مثلا تو یه جمعی نشستیم، میگیم میخندیم، یهو یکی گیتار در میاره شروع میکنه زدن و خوندن.
دمت گرم خیلی هنرمندی ولی من الان نمیدونم کجا رو نگاه کنم که ویرد نشه. 😭
همستر ها چرا انقدر الکی الکی میمیرن؟ بچه بودم وارد اتاق شدم همسترم رو میز داشت بازی میکرد. برگشت سمتم؛ دستشو گذاشت رو قلبش؛ دهنش باز موند و سکته کرد و مرد! :/
مشتری هندی اومده بود بار. داشتم سفارششو آماده میکردم و حرف میزدیم که گفت یکم آبلیموی بیشتری بزنم به کوکتلش.
و بنده در جواب فرمودم « دوند دل می واد دو دو»
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
لازم دونستم با توجه به حاشیه های اخیر ماجرا رو دوباره و کامل توضیح بدم.
من و این اقا حدود دو سال تو رابطه بودیم. اواخر رابطهمون من به خاطر جدایی پدر و مادرم و اسیب هایی که دیده بودم توانایی برقراری ارتباط جنسی با ایشون رو نداشتم. و همیشه هم بابت این موضوع ازش معذرت خواهی
سال کنکور دوستم خودکشی کرد و من اولین نفری بودم که جنازه ی دار زدشو پیدا کردم. یه جور عجیبی افسرده شده بودم. درست یک هفته ی بعدش آزمون قلمچی بی پدر بود و من طبیعتا آزمون رو ریدم. غروبش وقتی برای تحلیل آزمون رفتم پیش مشاورم، با اینکه در جریان اتفاقات بود، خیلی جدی نگاهم کرد و