user avatar
Arina :)
@arinaicet
One day spain
Joined August 2023
  • Pinned
    user avatar
    مامان بابا ، شما این پیامو نمی بینید ولی من پین میکنم که هر روز ببینمش اینقد ببینم که به این باور برسم یه روزی جواب همه خوبیاتونو با موفق شدنم میدم . مامان من اون روزو میبینم که به بابا میگی دیدی تونست؟دیدی دختر من لایق بهترینا بود؟ بابا توهم میگی من که میدونستم،این دختر منه:)
  • user avatar
    شاید باورتون نشه ولی بابام اومد تو اتاقم گفت یه سوال جدی بپرسم؟ تو موهات واقعا فره یا فر میکنی :))))) گفتم بابا من به خودت رفتم …. میگه مگه من موهام فره ؟؟؟رفت تو آیینه نگاه کرد گفت عه چه جالب فره:) اونوقت شما از مردا توقع دارید رنگ لاکتون عوض میشه بفهمن و بگن مبارک باشششششه؟
  • user avatar
    استوری که بابام گذاشته :)))) با صورت پرت شدم‌ تو خاک . بعد‌ میگه جنبه داشته باش یکم بزرگ شو :) تو چرا بزرگ‌ نمیشیییی مرددد ؟؟؟
    00:00
  • user avatar
    اینقد که به بابام گفتیم وقتی مامان یکاری انجام میده توجه کن ، دقت کن ، ازش تعریف کن که وقتی مامانم از دکتر تغذیه برای تغذیه رژیمی اومد خونه ، بابام بغلش کرد گفت وایییی خانم چقد لاغر شدی:)))))
  • user avatar
    فکت کم طرفدار : این دونفر واقعا چندشن تیکه کلامای زشت و سر زبون همه میندازن و فحاشی رو رواج میدن و هدفشون فقط معروف شدن با هر روشی…. چجوری با اینا حال میکنید:/
  • user avatar
    تو خیابون داشتم دور میزدم ، یه دختر پسر ۱۷ هیجده ساله داشتن دعوا میکردن باهم. پسر داد میزد میگفت تو رو ننه باباتم ناخواسته اوردن طبیعیه بخوای اویزون همه باشی :) دختر هنگ کرد ، بغض گلوشو گرفت هیچی نگفت :)اصن نمیدونست چی باید بگه 💔 برای اخرین بار ، با هر کسی درد ودل نکنید !!!!!!!!
  • user avatar
    تنها کسی که به توییتام توجه میکنه بابامه🥲 اصلا فکر نمیکردم حرفش جدی باشه:)))
  • user avatar
    تو جمع فامیلی نشسته بودیم ، شوهر خالم به ابجیم تیکه انداخت آبجیم سکوت کرد، بعد چند ثانیه آبجیم برگشت جوابشو سنگین داد،شوهر خالمم گفت الان یادت افتاد جواب بدی ؟ ابجیمم گفت نه مامانم گفته هر وقت خواستی جواب بزرگتر بدی اول ۱۰ ثانیه فک کن منم فک کردم جوابای بهتری به ذهنم رسید :)))
  • user avatar
    رفیقم میگفت امروز داییم زنگ زده به مامانبزرگم که حاضر باش میایم دنبالت بریم آسایشگاه ببینیم،با کلی ذوق و شوق سوار میشه دایی ازش میپرسه چرا اینقد خوشحالی اخه مامان؟میگه اخه از بعد فوت بابات دیگه کسی منو نبرد ارایشگاه:)پشت تلفن اشتباه شنیده بود، دایی هم بغض میکنه میبرتش ارایشگاه:)
  • user avatar
    یکی از دوستام بچه طلاقه به مامانش گفته میرم پیش بابام به باباش گفته میرم پیش مامان، اونام باهم قهرن خبری از همم نمیگیرن و کل هفته رو خونه دوست پسرش بوده… اونوقت میگن بچه های طلاق سختی میکشن…
  • user avatar
    امروز یه مادر دختری اومدن ارایشگاه،دخترش گریه میکرد.مادر بی مقدمه پرسید موهای دخترمو چند میخرید؟ارایشگر گفت ۱ملیون.مادر به دخترش گفت بشین رو صندلی سریع.دوباره دختر زد زیر گریه و کلی بغض کرد.پرسیدم چرا کوتاهش میکنی :)))گفت مامانم واسه عمل دماغش پول کم داره قلبم درد گرفت حقیقتا💔
  • user avatar
    یکی از فامیلامون گفت الان موهاتو رنگ کردی بعد ازدواج میخوای چیکار کنی؟ دختر نباید مو رنگ کنه!!!! آبجیم گفت مامانش راضی ، باباش راضی ، فامیل گه خور ناراضی:)))))) فک نکنم دیگه بیان خونمون…
  • user avatar
    استاد زبانم پیرمرد،همیشه موقع درس دادن وقتی میخواست مثال بزنه از «آرزو»برای فاعل استفاده میکرد . یبار پرسیدم چرا همیشه میگید آرزو؟گفت ۳۰ سال پیش همسرم شاگردم بود ، یبار تو تدریس از اسمش استفاده کردم و همونجا استارت دوستی شروع شد:) ۱۴سال از دست دادمش ولی اسمشو زنده نگه میدارم:))
  • user avatar
    رفیقمه:)))) پیاماش وقتی با پارتنرم دعوا کردم… هیچوقت رفیقتونو به پارتنرتون معرفی نکنید چون جفتشونو از دست میدین :)