یاد روز کنکور افتادم، رسیدیم حوزه و دیدم شناسنامهم نیست. گفتم بابا! گفت نگران نباش. مردی تو اون ترافیک رفت خونه و تو مسیر برگشت ۲ کیلومتر رو پیاده دوید که شناسنامه رو برسونه بهم. تهشم یه لبخندی زد که زندگی زندگی می ارزید.
مادر هم کل ۴ ساعت و نیم رو پشت در دعا خوند.
احسان🏴
10.8K posts
- یه خانمی رو الان ویزیت کردم که شوهرش زده بودتش. نامه برای پزشکی قانونی میخواست که بره شکایت کنه با بچهش اومده بود و حالش بغضآلود بود. اخر معاینه هم گفت ببخشید اولین ویزیت صبحتون اینجوری شد تا اطلاع ثانوی کلم خرابه
- شما جوونا یادتون نمیاد، اسکیت سه مرحله کیفیت داشت. شیشهای، نیم ژله و ژلهای. با شیشهای محکوم بودی به پوست کندن زانوهات با آسفالت. ولی اسکیت ژلهای نرم میرفتاا! من خودم یه بار اسکیت ژلهای دختر خالم رو پوشیدم هنوز مزش زیر زبونمهقشنگترین کادوعه عمرم🙂↔️ یکی از ارزوهام♥️
- اقای جوان اومد گفت که من رابطه آنال داشتم یه مدت قبل، اولش عفونت شد الان هم بیضه هام درد میکنه بعد از معاینه پرسیدم که الان مقعدت خوب شده؟ کفت حاجی کون مال یکی دیگه بودا، دست شما درد نکنه :)))))))
- اگر این عکس ها ۱۰ سال پیش منتشر میشد روی سی دی به صورت غیر قانونی میفروختنشون به عنوان رسوایی هدیه تهرانی واقعا راه درازی اومدیم
- من پزشکم، فقط خصوصی کار میکنم، دوبل یه پزشک عادی هم کار میکنم. هم زیبایی کار میکنم و هم درمانی. فقط دارم میدوم که عقب نمونم، پیشرفت جهنم اگر من اینجوریم، ملت دارن چیکار میکنن؟ اونایی که کارمند با حقوق ثابتن و ماهی ۲۰ میگیرن؟
- الان یه اقایی اومد و است ام اس پارتنرش رو نشون داد که نوشته بود: عشقم بگو سرم بنویسه با آپوتل و ب کمپلکس، کلرفنیرامین هم بریزه توش. بگو نوروبیون و د۳ عضلانی هم بهت بده آیا بحث کردم؟ خیر. عینا سفارش خانوم رو براشون ثبت کردم. بیمار راضی، درمانگاه راضی، گور پدر ناراضی
- بیمار دختر ۱۷ ساله؛ شیرده و متقاضی برگه استراحت فردا صبح برای مدرسه داستان کوتاه ترسناک
- داشتم مقعد مریض رو معاینه میکردم و در همون لحظه، زمان انتخاب رشتم اومد جلو چشمم که چرا دندون نزدم چون چندش بود. و الان کون پشمالوی یه مرد بالغ در فاصله ۵ سانتی متری از صورتم بود بمیرم از این درد گر، رواست
- واسه مصاحبه تدریس رفته بودم یکی از دبیرستانهای دخترانه میرداماد، ۲۰ سالم بود فکر کنم. انقدر بهم تیکه انداختن که کم مونده بود انگشتم کنن واقعا ترسناکترین پک، پک دختر دبیرستانیهتنها گروهی که پسرا ازش میترسن :
- آقاهه اومد، کارت ملیش رو گرو گذاشت و پزشک درمانگاه که من باشم رو برد خونشون واسه ویزیت در منزل حس دوچرخه اجارهای دارم
- الوات محل زنگ زدن به درمانگاه آماده باش دادن که امشب قرار دعوا هست :)))












