پونصد تا عکس گرفتیم تا آقا از یکیش راضی باشه :)
به هر حال کم چیزی نیست، از بخش سرطان خون مرخص شده.
منیژه سعیدی
99K posts
نوشتم از تو ای وطن، یه شعر پرشکوه شد.
بیمارستانهای معتبر سراسر کشور
Born August 10
Joined June 2018
- وقتی به همراههای مریض میگیم بهش چیزی ندید بخوره، فکر میکنن ما نمیفهمیم که مریض گشنه میمونه. دلشون میسوزه فکر میکنن اشکالی نداره اگه یه ذره بهش چیزی بدن بخوره. مریض بیست و پنج ساله رو بهش آبمیوه دادن و خب. مُرد. به همین سادگی.
- این لمسهای بیجا و بیاجازه و متجاوزانه توسط مردها توی اتوبوس، توی پیادهرو و ... به تنهایی توانایی گند زدن به کل روز آدم رو داره.
- ما حدود ده سال با هم دوست بودیم. اما امروز از کنار هم رد شدیم، بدون اینکه حتی به هم سلام بدیم.
- همکارم میخواد بره پیش دعانویس،بپرسه: چرا هیچکس ازش خوشش نمیاد؟ حالا ویژگیهاش چیه؟ خوشگل. درس خونده. کار میکنه. خونهشون سعادت آباده. قد و هیکلش هم خوبه. حقیقتا برای منم سواله چرا؟
- مامانهایی که شیرشون زیاده، میرن شیرشون رو اهدا میکنن به بانک شیر. بعد که اون شیر استریل شد، ما اون شیر رو میدیم به نینیهایی که مامان ندارن. امروز از بانک شیر، شیر گرفتیم و من به دو تا نینی از اون شیر دادم. انقدر قشنگ میخوردن. قلبقلبی شدم.
- هموطن ایرانی، رفته کد ملیش و بیمهش رو داده مریض افغانستانی ما. در واقع مریض با کلاهبرداری بستری شده. بعد مریض ما هم وضعیتش جوریه که احتمالا میمیره. هموطن کد ملیت میمیره قبل اینکه خودت بمیری. حالا باز از مغزت استفاده نکن.
- بیمارستان ما واقعا عجیبه. مریض اتباع رو بستری میکنن بدون اینکه بررسی کنن پول داره یا نه برای درمان سرطان. بعد کلی داروی گرون میزنیم به مریض. بعد تهش مریض میگه من پول ندارم. صد و هشتاد میلیون رو پنج میلیون میده میره. یا فرار میکنه. بهترین درمان از جیب مردم شریف ایران.
- دیدن شیرهایی که مادرها به بانک شیر اهدا میکنن هر بار قلبم رو رقیق میکنه. قبلا هم اینجا نوشته بودم که اینا رو بانک میده به بخش آیسییوی نوزادان. بعد هر وعده ازش گرم میکنن و به نینیهایی که مادرشون شیر نداره یا نینیهایی که مادر ندارن یا... میدن.
- بهروزرسانی. با موهای جدیدش.پونصد تا عکس گرفتیم تا آقا از یکیش راضی باشه :) به هر حال کم چیزی نیست، از بخش سرطان خون مرخص شده.
- ایشون ناراحته که چیپس نداره بخوره. سرطان خون داره و نباید زیاد چیپس و پفک بخوره. هرچند که آخرش این نیموجبی یه جماعت رو تسلیم کرد.
- از مرگ رئیس جمهور بسیار غمگینم. تنها کسی بود که نماینده ی مستقیم ریاست جمهوری فرستاد بخش ما رو چک کنن که بهبودش بدن. کارهای در سایهش رو کی میدونه؟ آدمهای احمقی که خوشحالن رئیس جمهور مرده، فکر میکنن آدم بهتری میاد؟ خدا رحمتش کنه. انا لله و انا الیه راجعون.
- حالا که هنوز جنگ نشده اما اون موقع که ویروس کرونا اومد من داوطلب کار کردن تو بخش کرونا شدم. جنگ هم بشه داوطلب میشم برم تو مناطق جنگی کمک کنم. نه از ویروس میترسم، نه از جنگ، نه از مرگ.
- یکی دیگه از مریضامون خوب شد و مرخص شد. عکس یادگاری هم گرفتیم. بیش باد این خوب شدنها. بیش باد پیروزی بر سرطان. زنده باد زندگی. عکسا رو میذارم اینجا که بعدا یادم بمونه به درد یه آدمایی خوردم تو زندگیم.






