گداعه اومد گفت ناهار نخوردم، برام غذا میگیری؟ گفتم متأسفم برای تجربه بدی که داشتی.
من هر روز دو وعده غذای گرم و مقوی میخورم و همیشه تو خونهم تغذیه کافی دارم.
توییت کرده «شاید در دنیای دیگر» و مشخصا داره از نداشتن پارتنر دلخواه میگه. بعد ملت عکس دوتایی کوت میکنن که من تو همین دنیا خوشبختم :)))
مثل اینه که یکی بگه سرطان دارم، کوت کنی بگی خدا رو شکر من سالمم.
به خدا همه چیز درباره شما نیست.
وایب عدم بلوغ عاطفی، رفتاری، فکری میده.
ازین مدلای سمی که هی میگیره، میگیره، میگیره… ولی هیچی نمیده.
فقط لاس بلده. مخو که زد؛ زنگ نمیزنه، توجه نمیکنه، پیام نمیده، تعهد نمیده، رابطه رو پابلیک نمیکنه، رو نمیده.
تهشم خسته میشه، گوست میکنه، حتی عین آدم به همم نمیزنه.
باورنکردنیترین تجربه اجتماعیم دقایقی پیش رقم خورد.
خانومه زیپ شلوارش باز بود. کامل. رفتم جلو در گوشش گفتم زیپتون بازه.
گفت خودم میدونم و روشو کرد اونور. :)))
عاشق دیدن جهشهای مثبت دخترا بعد از خروج از یه رابطه جدیام.
اینایی که از غم، یهو یه سکوی پرتاب میسازن.
مهاجرت میکنن. بیزینس استارت میزنن. درس میخونن. وزن کم میکنن.
جدی لذت میبرم از تماشای تبدیل رنج به عزم.
یه همکار داشتم، هیچیو به دل نمیگرفت. اصلا بهش برنمیخورد. آروم و ملایم بود همیشه.
اولا فکر میکردم چقد بیعزت نفسه که فلانی باهاش بد حرف زد عین خیالش نیست. یه مدت گذشت فهمیدم انقد عزت نفسش بالاست و شخصیتش محکمه حرف مفت هیشکی تکونش نمیده.
واقعا غبطه و لایف گولز.