user avatar
Negar Arab
@NegarArab
Nature and Music lover, getting inspired by humanitarian activities, Corporate Communications director @tapsi_ir
Iran
Joined July 2013
  • Pinned
    user avatar
    زمانی که احمدی‌نژاد، در اون سخنرانی نفرت‌انگیزش ما رو «خس و خاشاک» خطاب کرد، #محمدرضا_شجریان اومد و با اون صلابت همیشگی گفت:« من صدای خس و خاشاکم» روحت شاد باشه مرد بزرگ، بیخود نیست که جات توی اعماق وجود ماست🧡
  • user avatar
    ۱- اسفند ۹۴ بود. داشتم از شرکت میرفتم خونه. خیابون ونک پر بود از دستفروش‌های نوروزی. من همیشه حال و هوای اسفند رو خیلی دوست دارم. با علاقه به مردم نگاه می‌کردم و رد می‌شدم که کنار دیواره‌ی پاساژ ونک، چشمم خورد به پیرمردی که یه گونی کنارش بود و داشت گریه می‌کرد. قلبم مچاله شد
  • user avatar
    ما هم اجازه داریم در مخالفت با لایحه حجاب تجمع کنیم؟
    This Post is from a suspended account. Learn more
  • user avatar
    این مصوبه افزایش سن بازنشستگی حقیقتا ترسناکه، باید بهش اعتراض کنیم. نمیشه یه تعداد آدم بشینن اونجا و تصمیم بگیرن هزینه‌ی ناکارآمدی صندوق‌های بازنشستگی رو ما از عمرمون بدیم. من به عنوان یک شهروند ایرانی، به تصویب افزایش سن بازنشستگی در مجلس اعتراض دارم.
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۷- با دوستام تیم شدیم و ماهیانه هزینه داروهاش رو می‌دادیم. پیرمرد برای دختر و‌ نوه‌هاش همه کار می‌کرد. دو سال پیش همسرش فوت کرد. رفتیم پیشش. خیلی گریه می‌کرد. می‌گفت از ۱۴ سالگی زن من شد. خیلی با من سختی کشید ولی همراهم بود همیشه. حالا بدون اون چکار کنم
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۵- فردا بیار و پولش رو بگیر. فرداش اومد. خوشحال بود. مدارک دخترش رو آورد. شماره مطب دکترش رو هم داد. تحقیق کردم و دیدم همه چی درسته. تصمیم گرفتم با کمک دوستام، هزینه‌ی داروهای دخترش رو تامین کنیم که فشار کمتری بهش بیاد.
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۶- پیرمرد با حقوق بازنشستگی و دستفروشی، باید زندگی ۵ نفر رو تامین می‌کرد. یه روز قرار گذاشتیم رفتیم خونه‌اش. حاشیه‌نشین کرج بود. همسرش هم مریض بود. ناراحتی قلبی داشت. ام‌اس دخترش داشت پیشرفت می‌کرد چون نمی‌تونست داروهاش رو کامل تهیه کنه.
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۲- عبور کردم و رفتم ولی دلم طاقت نیاورد. برگشتم پیشش و ازش سوال کردم چرا گریه می‌کنی پدرجان؟ گفت هیچ‌کس از من دستمال نمی‌خره. هیچ‌کس حتی نگاهمم نمی‌کنه. دخترم مریضه. هزینه داروهاش خیلی زیاده، من بازنشسته‌ام، ندارم، ولی مردم حرفام رو باور نمی‌کنن.
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۴- بهش گفتم نگران نباش. من دستمال‌هات رو میفروشم. حالا برو خونه و مدارک بیماری دخترت رو فردا بیار برام. شماره‌اش رو هم گرفتم. برگشتم شرکت به همکارهام ایمیل زدم و جریان رو تعریف کردم. توی یک روز، اندازه یک ماه دستمال‌هاش فروش رفت. بهش زنگ زدم و گفتم اینقدر دستمال فروختم برات.
  • user avatar
    Replying to @NegarArab
    ۳- دخترش ام‌اس داشت. خودش ۳۰ سال به عنوان نیروی خدمات توی بانک کار کرده بود و حقوق بازنشستگی ناچیزی داشت. سه تا بچه داشت که هر سه ازدواج کرده بودند اما پسرش توی تصادف فوت کرده بود.یه دخترش هم ام‌اس داشت. دامادش هم دختر و‌ دو نوه رو آورده بود خونه پدرش که من ندارم هزینه کنم براش
  • user avatar
    سفیر امشب تپسی، آقای پنجاه و چهارساله‌ای بود که داشت آلبوم The wall پینک فلوید رو گوش می‌داد. در یازده سالگی در لندن کنسرت پینک فلوید رفته بود. عاشق موسیقی بود و طبیعت‌گردی. در لندن مهندسی مکانیک خونده بود و در آلمان اقتصاد. ۳ زبان انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی رو مسلط بود.
  • user avatar
    تا حالا «باهمسفر» گرفتین؟ من هروقت درخواست می‌دم و همسفر برام پیدا میشه، کلی شاد می‌شم. به جای اینکه دو نفر، با دو ماشین جداگانه بریم، دو نفر با یک ماشین می‌ریم. هم هزینه‌ش کمتره، هم آلاینده‌ی کمتری تولید می‌کنیم 🌱
    سرویس #سفر_اشتراکی «باهمسفر» تپسی، پس از یک‌ماه فعالیت در تهران، به کرج رسید. باهمسفر، تا ۳۵٪ ارزون‌تره و به کاهش آلودگی هوا و ‌ترافیک کمک می‌کنه. تا حالا باهمسفر گرفتین؟ اگر نه، اولین سفر باهمسفرتون توی تپسی رایگانه. منتظرتونیم 🧡
  • user avatar
    آدم خلاق، احوال‌پرسیش هم خلاقانه است :)
  • user avatar
    شاید براتون جالب باشه بدونین دزد منزل ما، در کنار پول و طلا، تنها وسیله‌ای که از منزل به سرقت برده، یک عدد هواپز فیلیپس بوده :)