بچهها جون، امروز لینک دانلود رایگان <شبانه> در سایت نبشت قرار گرفت.
اگر کسی در ایران (یا خارج ایران) دوست داشت داستان رو بخونه، از این به بعد پیدیافش موجوده.
امیدوارم اگر حوصله کردین و خوندین از خوندنش لذت ببرین.
سوار تاکسی شدم. موها باز. زیاد. فر. رژ لب قرمز. حتی برای اولین بار در عمرم ادکلن زنانه زده بودم.
آقایی از پشت سرم به شوخی به راننده گفت: آقا شما که دیگه الان باید حسابی شرایط رو تحلیل کنی، چرا سکوت کردی؟
راننده اشاره کرد به من، گفت: بیا اینم تحلیل! من دیگه چی بگم!
#مهسا_امینی
حاجی جدی زنه گفت زنا شغل مردا رو با حقوق کمتر میدزدن که خرج قر و فرشون کنن!!
یعنی حتی این قسمت مردسالاری که به زنها حقوق کمتر میدنم انداخت گردن خود زنا :))))
ای من ریدم تو کلهت که جای مغز توش یونجه ریختن
داداش من تاکسی گرفتم، نشستم تو ماشین یارو وسط تونل توحید معامله رو درآورده شروع کرده جق زدن که من حتی پیاده هم نتونم بشم، جیکم نتونم بزنم!!
بعد مردک نوشته شما کجا زندگی میکنید که فلان :))
عزیزم همینجا. همینجا زندگی میکنیم. اسیر بین گاوهایی مثل خودت.
چنان میگن سربازِ وظیفه حقش نبوده از دختره کتک بخوره انگار اون سرباز اصلا وظیفهش این بوده که کون خانمها رو تو کوچه و خیابون اسپنک بزنه!
بابا ریدم تو مغز شما و اون جاکشایی که ازشون حمایت میکنید.
حالا جالبه، #اسماعيل_هنية رو وسط تهران ترور میکنن.
ولی یه بیگناهی مثل #حسین_شنبهزاده به اتهام جاسوسی از نقطهها و علائم نگارشی در زندانه :))
کمدی سیاه!
قشنگا جدی دارین میگین که کار به کار چیچی سادات نداشته باشیم چونکه حقوق زن؟
طرف خشتک آدمها رو برای اینکه واسه ابتدایی ترین حقوق زنان میجنگیدن پاپیون کرده و خلوتش اون طور!
خوبین ایشالا؟ سالمین؟ سرحالین؟ عقلتون سر جاشه؟ موادپواد چی میزنین؟