این توله از هر فرصتی استفاده میکنه بهمون بگه که عضو جدید خونه رو دوست داره. یا همش میره کنارش یا زیر بسینتش میشینه یا روی لباسها و پتوش.
امروزم که چسبیده بهش
حالا هی مسخره میکنین محصولات ایکیا رو ولی من بنده اون مبلی هستم که میتونی تمام روکشهاشون رو باز کنی، بندازی لباسشویی و خشک کن و بعد دوباره بکشی بدون نیاز به هیچ اتو کاری و بعد خونه پر بشه از عطر و تمیزی مبلهایی که چهارساله داری استفاده میکنی و اخ هم نگفتن!!!
همه چیز عالی پیش رفت
مثل یه خواب قشنگ.
اول صدای گریهش رو شنیدم بعد یه کم بلند شدم با دستام از شکمم درش آوردم و دیگه اشک بند نیومد… سالم و خوابالو بادوم ما.
سزارین با maternal assistance درخواست داده بودم برای همین خودم درش آوردم اینجوری.
- عکس از اینترنت
1-هفته ۱۳ بارداری رفتیم برای سونو. طبق معمول اون روزهای تاریک و سخت، تو راه اشک میریختم و دعا میکردم تو سونو چیزی ببینن یا بگن قلبش نمیزنه!!! اینقدر حالم بد بود و ترسیده بودم که نبودن بچه ای رو میخواستم که مدتها براش تلاش کرده بودم، اشک ریخته بودم و حسرت خورده بودم.
برای کسانی که #هاله_لاجوردی رو نمیشناسن فقط خلاصه بگم یک اندیشمند تاثیرگذار که در نطفه خفه شد. سالها خانه نشین و حالادر جوانی کفنپوش. ماها آخرین نسل از شاگردانش بودیم، جز معدود خوششانسهایی که مطالعات فرهنگی رو با او و عباس کاظمی آموختیم. زمانی که علوم اجتماعی اندک آبرویی داشت
سلام به همه استرالیا نشینایی که امروز وقتی سر کار ازشون پرسیدن آخر هفته تون چطور بوده و چیکار کردین، با بغض تعریف کردن؛
رفتم تظاهرات، هشتگ زدم و شیر کردم، تماشاکردم و گریه کردم….
#مهسا_امینی#اعتصابات_سراسری#دانشگاه_شریف