داستان کتاب سمفونی مردگان در چند خط خلاصه میشود: تاجری موفق و محترم که همراه با همسر و چهار فرزندش در اردبیل زندگی میکند. بزرگترین پسر او یوسف بر اثر حادثهای در کودکی، زندگی نباتی دارد و پدرش آرزو میکند که هر چه زودتر بمیرد. آیدا و آیدین دوقلو هستند و /۱
مغازهی خودکشی کتابی در ژانر کمدی سیاه است که داستان شهری را روایت میکند کنه در هیچ کجای داستان اسمی از آن برده نمیشود. در این شهر که درگیر تغییرات اقلیمی دچار بحران شده است، هیچ گلی نمیروید و هوا بسیار بد است. مردم بهشدت افسرده هستند و برای زندگی کردن و تلاش کردن /۱
چند سال پیش تو یه مهمونی با یه دختری آشنا شدم و رفتیم دیت
خیلی شیک بهم گفت ماهی ۱۵ تومان باید برام واریز کنی اگه میخوای با من باشی و شبها هم بهم زنگ نزنی 😑
پیوندی عجیب با هم دارند. آیدا دختری است که همهی عمرش را در گوشهی آشپزخانه زندگی کرده و یکراست از خانهی پدر به خانهی شوهری ثروتمند و تحصیلکرده میرود. اما پایان زندگی او آن چیزی نیست که دیگران توقع دارند. و در نهایت اورهان، فرزند کوچک خانواده و نمایندهی تفکرات سنتی پدر /۲
نام کتاب سمفونی مردگان از همان ابتدا خوانندگان را به اعجاب وامیدارد؛ اما زیبایی کار عباس معروفی در آن است که بهجای نام فصلها، از واژهی«موومان»استفاده میکند. همین موضوع ذهن خواننده را بهسمت اصطلاحات موسیقی میبرد. در موومان اول رمان سمفونی مردگان، زاویه سوم شخص یا اول شخص /۳
از زبان اورهان است و داستان با ضربآهنگی تند بیان میشود. خواننده در هنگام خواندن این بخش با خود فکر میکند که شخصیتها را بهخوبی شناخته است؛ اما نمیداند که سرانجام آنها چه خواهد شد. عباس معروفی در موومان اول در یک لحظه اوج میگیرد و خواننده را در لحظهای دیگر در میان خلسهی/۴
مرلین مونرو، میشیما، ون گوگ و ... نیز از مشتریان این مغازه بودند. روال داستان تا ورود آلن به همین صورت است. آلن جوانترین عضو این خانواده است. با ورود آلن، قصه به کل تغییر میکند و اتفاقات جدیدی رخ میدهد. عشق به زندگی. اما پایان داستان بسیار تعجب برانگیز و شوکه کننده است.
هیچ انگیزهای ندارند. در همان شهر غمزده یک مغازهای وجود دارد که اوضاع در آن خیلی هم بد نیست. مغازهی خودکشی. یک خانوادهی پنج نفره که به صورت خانوادگی و اجدادی این مغازه را اداره میکنند. در این مغازه هر چیزی که به کردم برای خودکشی کمک کند به فروش میرسد. هر چیزی مانند سم، /۲
طناب و هر چیز دیگهای که به مرگ ختم شود. این مغازه یک شعار دارد، «اگر در زندگی موفق نبودید، حداقل مرگ موفقی داشته باشید.»
مغازهی تواچ به مردم شهر برای نحوهی خودکشی مشاوره میدهد و برایشان روشهای مرگ را تضمین میکند. از افتخارات این مغازه این است که افراد معروفی چون /۳