user avatar
◆آرس◆
@Arasdoster
🚶🚶🚶🚶
رو هوا
Joined July 2018
  • Pinned
    user avatar
    بچه ها من به واسطه شغلم و استفاده روزمره عاشق کفش های ایمنی هستم اینجا یکسری از برندهایی که خودم دوستشون دارم رو براتون میذارم شاید بدرد کسی خورد: کاترپیلار (Caterpillar - CAT) - آمریکا تیمبرلند پرو (Timberland Pro) - آمریکا دکتر مارتنز (Dr. Martens) - انگلستان
  • user avatar
    بچه های تیم ملی کشتی رو قبل از المپیک بردن اردو تفریحی، شما بدن یه کشتی گیر المپیک رو ببین
  • user avatar
    رفیق قشنگم بعد از فوت سگش خیلی افسرده شد، بعد از یک سال یه توله سگ ایرانی رو کنار جاده پیدا کرد، با اینکه همه بهش میگفتن که سگ ایرانی رو نمیشه تو خونه نگه داشت ولی اون. از اسکویی نگهداری کرد و الان از هر سگ دیگه‌ای فرمانپذیر تر و مهربون‌تره.
    00:17
    همکارگاهیم زیبا از سگ می‌ترسید و وقتی پاندا امد از کسانی بود که مخالف نگهداشتنش بود، الان ولی رابطشون این شکلیه!😅 و امروز میگفت تو استرس جنگ هر شب خواب پاندارو میدیدم که امده نجاتم می‌ده و می‌گفت یک جوری بهش دل بستم و مهرش تو دلم رفته که خودم باورم نمی‌شه!😍
  • user avatar
    Replying to @rostamitahmineh and @rasstpanjgah
    خداوندگار خرد! باید ثبت اختراعش کنه!
  • user avatar
    تو دانشگاه یه همکلاسی تخیلی داشتیم به اسم ایرج، هیچ کس نمیدونه ایرج از کجا اومد و چرا این اسم رو براش انتخاب کردن، به یک روایت سر کلاس علم مواد چند نفر از بچه‌ها، بعد از خندیدن به لهجه استاد که کلماتی رو که با ک شروع میشدن رو ا تلفظ میکرد، به این اسم رسیدن. ایرج همکلاسی
  • user avatar
  • user avatar
    برای اینکه بدونید ارسال آب معدنی چقدر احمقانه است اجازه بدید یه حساب و کتاب ساده داشته باشیم، ما یه تعریف داریم به نام سرانه آب مصرفی که واحدش LPCD یا لیتر به ازای هر نفر در روزه که از مجموع نیاز آبی شرب، بهداشتی و ... در میاد، حالا شهرهای هویزه و سوسنگرد که بدترین شرایط رو دارن
    اون آب معدنیا رو نمی‌خواد بفرستین خوزستان، همون نگه دارین تو سفرای خارجه‌تون تو توالت فرنگیا کونتون رو باهاش بشورین. واقعا دریای کسخلی پایان ندارد.
  • user avatar
    Replying to @pedram_ebra
    یارو بي هوا مي ره تو اتاق خفه مي شه!
  • user avatar
    Replying to @Arasdoster
    قشنگترین لبخند رو گرفت به خاطر همه خاطراتی که برامون ساخت. بعد از مراسم فارغ التحصیلی، وقتی آخرین سیگار رو دم دانشکده کشیدیم. یه نخ هم برای ایرج گذاشتیم لبه باغچه.
  • user avatar
    Replying to @Arasdoster
    نامرئی ما بود. اسمش رو تو برگه حضور و غیاب می‌نوشتن، شماره دانشجویی داشت، انتخاب واحد می‌کرد، ایرج دروازبان ذخیره تیم فوتسال دانشکده بود، تو انتخابات شورای صنفی با اکثریت آرا اول شد، یک مقاله ISI داده بود، همه بچه‌ها سر جلسات دفاع از زحماتش تشکر میکردن، حتی یکی از دخترای دانشکده
  • user avatar
    Replying to @Arasdoster
    امضا میشد امضای ایرج پاش بود، حتی بعضی از مقاله‌های تند و اعتراضی مجلات دانشکده با امضای ایرج چاپ میشدن. ایرج با ما بزرگ شد، عاشق شد، خندید و گریه کرد، بچه‌ها خیلی دوست داشتن که ایرج ادامه تحصیل بده ولی نهایتا توافق کردیم که فارغ التحصیل بشه. تو جشن دانشجویی ایرج جایزه
  • user avatar
    Replying to @Arasdoster
    می‌گفت که باهاش دوسته، بعضی از اساتید برگه ایرج رو هم تو امتحانات تصحیح میکردن و بهش نمره میدادن، یه بار استاد رآکتور میان ترم به همه زیر ۱۳ داد ولی ایرج ازش ۲۰ گرفت. بچه های خوابگاه می‌گفتن ایرج بچه شهرستانه و بچه های تهرانی میگفتن بچه‌ محلشونه. هر وقت نامه اعتراضی
  • user avatar
    Replying to @adrian_brodi
    کاش یه پلنگ بیاد بخورشون استوری بذاره
  • user avatar
    طرحش قشنگه؟ به رنگش کاری نداشته باشین.