این قضیه عکست رو گرفتم و پخش میکنم چه بلاهایی که سر زن ها نیاورده بود. این که این تهدید ها الان مسخره و بی معنین فقط بخاطر همین "دریده بازی" هایی هست که دختر ها دراوردن و عکس هاشون رو راحت اینور گذاشتن. ازتون ممنونم سیسی ها هر جا گفتن شما از آزادی فقط لخت شدن میخواید میگم بله.
این ایده که باید بدنت رو قایم کنی که یه چیز زیبا و مقدس باشه که پارتنرت ببینه رو برنمیتابم. ما اون چیزی که نشون میدیم روحمونه. سینه و شکم رو که همه دارن.
یه اقای نزدیک شصت ساله تو خیابون هی صدام کرد گفتم الان میخواد بکه شال بذار به روی خودم نیاوردم. تند تند اومد جلو گفت خانم تلوزیون رو دیدی؟ گفتم نه. گفت دعای مادران داغدار مستجاب شده و قبل این که چیزی بگم روش رو برگردوند و رفت
یه پسره بود وقتی ۹/۱۰ سالم بود با هم کلاس نقاشی میرفتیم. اون موقه که کراش نمیشناختم، بیسیکلی عاشقش بودم. یعنی کل هفته رو منتظر این بودم که سه شنبه ها برم کلاس و دو ساعت نقاشی کنیم و شاید چهار تا جمله مستقیم به هم بگیم.
همون دختره که اون بار تو شهرداری بهم گفت شالت رو بذار رو دوباره دیدم. به یه دختر بچه فینگلی که تهش ۱۲ ۱۳ سالش بود گفت عزیزم حجابت رو بذار. رفتم جلو بگم خجالت نمیکشی آرامش این بچه رو بهم میریزی و جملهام تموم نشده بدون این که حتی پلک بزنه گفت عزیزم شالت رو سرت کن و رفت