user avatar
رامی
@2kalleh
راه غلط کرده‌ام، سزای من این است.
Joined March 2021
  • Pinned
    user avatar
    بی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت بی‌مایه زبون باشد هرچند که بستیزد
    00:00
  • user avatar
    نصف شب از دانشگاه شیراز زنگ زدن که بیاید بچه‌تون تصادف کرده و الان تو کماست. از داراب با چه وضعی رسیدن شیراز و بهشون گفتن بچه‌تون از طبقه ۱۳ پریده و خودکشی کرده. الان هم غسل و کفنش کردیم و فرستادیمش داراب. برید همون‌جا تحویلش بگیرید. میگن چرا و چطور؟ فیلمش کو؟ گوشیش کو؟ ۱/۲
  • user avatar
    Replying to @2kalleh
    هیچ جوابی بهشون نمیدن. میگن بچه‌تون مشکل داشته. از دیروز هم سپاه پدرشون رو درآورده که حق ندارید مصاحبه کنید یا فیلمی بیرون بدید. اخبار فارس هم گزارش رفته که خودکشی کرده و با آبروی خانواده بازی کرده. "سینا فیروزآبادی" رتبه ۱۲۰ کنکور بود. با هزار امید برای خودش و خانواده‌اش! ۲/۲
  • user avatar
    خونه‌م نزدیک محله آبادانی‌هاست. دیشب سنج و دمام می‌زدن. همه محل جمع شده بودن. هیچ‌کس هیچی نمی‌گفت. ندیدم یه نفر حتی یه کلام حرف بزنه. می‌زدن تا خسته بشن و نفر بعد بدون هیچ حرفی دست می‌گرفت ‌و ادامه می‌داد. برای همشهری‌هاشون تا صبح زدن. انگار دوباره جنگ بود و شهرشون زیر خمپاره.
  • user avatar
    Replying to @2kalleh
    پ.ن: بدن سینا کاملا سالم بوده. کسی که از طبقه سیزدهم (یعنی ارتفاع حدود ۴۰ متری) میفته، اگه مغزش متلاشی نشه، حتما بدنش خورد میشه. سر تا پای این بچه سالم بوده و هیچکس نمیگه چی به سرش اومده
  • user avatar
    ۱۸ سال پیش قبول کردم بعضی از مخارج یه دختر بی‌سرپرست رو بدم. البته بیشتر برای ارضاء حس پدری بود تا یه کار خیر. هرچی بود، بچه بزرگ شد و دانشگاه خوب رفت و کار نسبتاً خوبی هم داره. الان دارم خودمو می‌تکونم تا براش جهیزیه‌ جور کنم. دخترم داره عروس میشه...
  • user avatar
    آقا یه عده خیلی جدی تو صورت آدم نگاه می‌کنن و میگن اسرائیل اول شروع کرد و «ما که کاریش نداشتیم!». یعنی آدم می‌مونه اینا با این حد از عقل و منطق، چطوری تونستن تا این سن و سال زنده بمونن.
  • user avatar
    اولین چیزی که پدر همسر بزرگوار در ملاقات اولمون گفت این بود: «من به خرید اینترنتی اعتماد ندارم.» (اشاره به آشناییمون از طریق اینترنت و توئیتر). بعدش هم گفت: میوه بخور!
    کی گفته پسرا عاشق نمیشن؟ بعضی از ما این صحنه رو با پدر اونی که دوستش داریم تصور میکنیم :))))
  • user avatar
    همسر دوستم و ۱۰ دوازده از همکارهاش که گویا دفترشون نزدیک به مرکز انفجار بوده، غیب شدن! هیچ اثری از هیچ کدومشون وجود نداره.
  • user avatar
    کلاس اول دبیرستان، یه روز دبیر ریاضی اومد سر کلاس و روی تخته یه گلبرگ کشید. گفت به این میگن "کُس". الان هم می‌خوام یه سری نسبت مثلثاتی یادتون بدم که توی واژه "کُس" وجود داره. این عکسی که کشیدم، کس مادر کسیه که به کس‌های نسبت مثلثاتی بخنده. جنوب شهر با کسی شوخی نداشت!
    سر کلاس نمی‌شه مصدرهای «کردن و خوردن» رو صرف کرد. فعل بسیط «کرد» رو نمی‌شه راحت توضیحش داد رسماً کلاس از دست می‌ره. هورمون در نوجوانی افسارگسیخته می‌تازد!
  • user avatar
    جایی کولر تعمیر می‌کردم، زن و شوهر معلوم بود بحث دارن ولی پچ‌پچ می‌کردن تا این‌که زن زد تو گوش مرد. صدا رفت بالا و شروع کردن به همدیگه فحش دادن و چیز پرت کردن. شوهره گفت اگه این کسکش (بنده حقیر) نبود، حالیت می‌کردم! زنه گفت این (همچنان بنده حقیر) سگ کی باشه! چه گهی می‌خوای بخوری؟
    یکی از فوبیا هام اینه که برم خونه‌ی مردم، اعضای خونواده باهم دعواشون بشه :)) اگه تجربه‌ی خنده‌داری دارین بگین بخندیم :)))
  • user avatar
    پهلوی همچین فاجعه‌ای رو تحویل گرفت و ۵۰ سال بعد یکی ناراحت بود چرا ملت میرن مهمونی!
  • user avatar
    فجیع‌ترین مسائل رو سانتی‌مانتال می‌کنن و در قالب مد، به خورد ملت میدن. "برقع" نماد اسارت زن‌هاست که هنوز در مناطق جنوب کاربرد داره. یه نمونه فانتزی ازش تولید کردن و زنان "هایکلاس" در سفر به جنوب، باهاش عکس میگیرن. چیزی که می‌خرید با چیزی که واقعا وجود داره، تومنی صنار توفیر داره.
  • user avatar
    "چپ" از کارگری خجالت می‌کشه!