استراتژیهای شرکتی و فردی برای پاسخ به حمایتگرایی در سراسر جهان
آوریل 3، 2025
استراتژیهای شرکتی و فردی برای پاسخ به حمایتگرایی در سراسر جهان
احساسات حمایتگرایانه فزاینده موجی از حمایتگرایی و پوپولیسم در سراسر جهان وجود دارد. از لفاظیهای حمایتگرایانه رئیسجمهور ترامپ و شعارهای «اول آمریکا» و «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» او گرفته تا ظهور احساسات ضد مهاجرتی در بریتانیای پس از برگزیت و ملیگرایی افراطی نهفته در سایر کشورهای جهان، واکنش شدیدی علیه جهانی شدن وجود دارد...
کشورها چگونه میتوانند فرار مالیاتی را کاهش دهند؟
فرار مالیاتی در مقابل اجتناب مالیاتی فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند. با این حال، تفاوت زیادی بین این دو اصطلاح وجود دارد. فرار مالیاتی یک فعالیت مجرمانه است. در بیشتر کشورها، فرار مالیاتی منجر به حبس میشود. فرار مالیاتی معمولاً با گزارش نکردن درآمد یا بیش از حد نشان دادن هزینهها انجام میشود. با این حال، اجتناب مالیاتی...
کووید ۱۹ و تأثیر آن بر بخش فناوری
در چند سال گذشته، شرکتهای فناوری باعث رونق بازارهای مالی شدهاند. شرکتهای FAANG (فیسبوک، آمازون، اپل، نتفلیکس و گوگل) شاهد افزایش چشمگیر ارزش خود بودهاند. با این حال، کووید-۱۹ باعث فروپاشی بازار سهام در سراسر جهان شده است. میتوان گفت که این بیماری همهگیر تأثیری بر ... ندارد.
در طول قرن نوزدهم، بارونهای دزد بر اقتصاد آمریکا تسلط داشتند. تعداد انگشتشماری از مردم ثروت و قدرت بیشتری نسبت به کل ملت داشتند. به همین دلیل است که آنها با یکدیگر تبانی میکردند تا دیگران را در تنگنا قرار دهند. این بارونهای دزد در نتیجه این تبانی، دیگران را از فرصتهای عادلانه محروم میکردند. برای جلوگیری از وقوع این اتفاق، قوانین ضد انحصار ایجاد شد. این قوانین مربوط به حدود ۱۵۰ سال پیش بودند. با این حال، امروزه این قوانین مانع از فعالیت شرکتهای آزاد میشوند. در این مقاله، ما مشکلات عمده این قوانین را درک خواهیم کرد:
یکی از کارکردهای ذکر شده قوانین ضد انحصار، اطمینان از عدم ایجاد انحصارهای اجباری در صنایع است. باور اساسی این است که اگر به این سازمانهای بزرگ اجازه فعالیت آزادانه داده شود، نتیجه نهایی تشکیل انحصارهایی خواهد بود که هزینههای گزافی را به مصرفکنندگان تحمیل میکند. مشکل این باور این است که این باور درست نیست.
واقعیت این است که در یک بازار آزاد، صرف نظر از اینکه یک شرکت چقدر بزرگ شود، انحصار نمیتواند شکل بگیرد. انحصارها به نوعی مقررات نیاز دارند که مانع ورود رقبای جدید به بازار شود. این مانع ورود فقط میتواند توسط دولت ایجاد شود. از این رو، میتوان با اطمینان گفت که در غیاب دولت، هیچ انحصاری نمیتواند وجود داشته باشد. بنابراین، کل قانون ضد انحصار، یک فریب به نظر میرسد. اگر دولت واقعاً میخواهد از ظهور انحصارها جلوگیری کند، باید مقرراتی را که موانع ورود به بازارهای آزاد را ایجاد میکنند، لغو کند.
قوانین ضد انحصار بسیار مبهم هستند. بوروکراتها میتوانند آنها را به هر شکلی که میخواهند جلوه دهند. به عنوان مثال، اگر شرکتی قیمت بالایی برای محصول خود تعیین کند، میتوانند آن را به عنوان یک انحصار بیش از حد جلوه دهند. از سوی دیگر، اگر آنها قیمتی مشابه رقبای خود تعیین کنند، بوروکراتها میتوانند آن را به عنوان تبانی بین رقبا جلوه دهند. به طور مشابه، اگر شرکت قیمتهایی پایینتر از قیمت رقبا تعیین کند، میتوان آنها را به قیمتگذاری تهاجمی متهم کرد.
قوانین به روشنی تعریف نمیکنند که چه چیزی نقض قوانین ضد انحصار محسوب میشود. در عوض، بار مسئولیت بر دوش بوروکراتهایی گذاشته شده است که میتوانند از اختیارات داده شده توسط دولت برای فریب این سازمانها استفاده کنند.
هیچ اشکالی ندارد که یک سازمان از نظر اندازه بزرگ شود. سازمانهای بزرگ همیشه کارآمدتر بودهاند. این پدیده به عنوان صرفهجویی به مقیاس شناخته میشود. قوانین ضد انحصار مانع از دستیابی سازمانها به صرفهجویی به مقیاس میشوند. بسیاری از ادغامها و تملکها توسط این قوانین ضد انحصار مختل شدهاند. خرید یک شرکت دیگر در صورت پرداخت قیمت منصفانه نباید غیرقانونی باشد. با جلوگیری از ادغامها و تملکها، قوانین ضد انحصار مانع از کارآمدترین ترتیب سرمایه میشوند. این قوانین از مدیران ناکارآمد به قیمت منافع اقتصادی بیشتر محافظت میکنند.
بازارها مؤثرترین مکانیسم شناخته شده برای بشر هستند. نیازهای مصرفکننده را میتوان به بهترین شکل توسط بازارهای آزاد برآورده کرد. هر جایگزینی همیشه بیارزش است. با این حال، به نظر میرسد که مقامات دولتی به این استدلال اعتقادی ندارند. آنها معتقدند که به نوعی منافع مصرفکننده را بهتر از خود مصرفکننده درک میکنند. آنها همچنین معتقدند که مقررات آرمانشهری و مکانیسمهای اجرای قانون پرهزینه آنها تضمین میکند که منافع به بهترین شکل ممکن تأمین شود. مشکل این است که مصرفکنندگان در این فرآیند حرفی برای گفتن ندارند. آنها هر چهار سال یک بار دولت را انتخاب میکنند. با این حال، هر بار که به بازار میروند، به محصولات رأی میدهند. قوانین ضد انحصار مکانیسم بازار را مختل میکند.
هر رفتاری که بتوان آن را غارتگرانه و انحصارطلبانه دانست، در بهترین حالت موقتی است. به عنوان مثال، یک شرکت فقط میتواند برای مدت محدودی به قیمتگذاری غارتگرانه بپردازد. دیر یا زود، آنها پولشان تمام میشود و بازار آزاد تضمین میکند که رقابت دوباره پدیدار شود. همچنین، از آنجایی که انحصار برای مدت طولانی پول را از بین میبرد، به طور قابل توجهی ضعیفتر خواهد بود. برای شرکتها غیرممکن است که به تنهایی موانع ورود ایجاد کنند.
تنها با قدرت قانون میتوان مقررات ویژه تصویب کرد. این مقررات ویژه، مقرراتی هستند که رقابت را از بین میبرند. همچنین، باید توجه داشت که سازمانهای بزرگ نیازی به انجام هیچ کاری ندارند. دولت به نمایندگی از آنها، رقابت را مهار میکند. این سیستمی مبتنی بر پارتیبازی و جانبداری است. از این رو، ناگزیر به شبکهای پیچیده از تبانی و فساد منجر میشود که منافع مصرفکننده را فدای سود شخصی میکند.
هدف اصلی یک شرکت، کسب حداکثر سود و رشد هرچه بیشتر است. مشکل قوانین ضد انحصار این است که مانع از رشد شرکت فراتر از یک نقطه خاص میشود. از این رو، شرکتی که حداکثر منابع را در اختیار دارد و میتواند حداکثر مبلغ را سرمایهگذاری کند، از رشد منع میشود. در نتیجه، توسعه فناوری راکد میشود. همچنین، از آنجایی که رقابت توسط قوانین ضد انحصار محدود میشود، شرکتهای نوآور نمیتوانند به بازار راه پیدا کنند. نتیجه نهایی مقررات ضد انحصار این است که نوآوری خفه میشود و اقتصادها در سطح پایینتری از حد مطلوب عمل میکنند. سپس این اقتصادها با رقابت کشورهای دیگری که چنین قوانینی در آنها وجود ندارد، مواجه میشوند. نیازی به گفتن نیست که در یک دوره زمانی، فقدان نوآوری کل صنایع را از بین میبرد.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *