استراتژیهای شرکتی و فردی برای پاسخ به حمایتگرایی در سراسر جهان
آوریل 3، 2025
استراتژیهای شرکتی و فردی برای پاسخ به حمایتگرایی در سراسر جهان
احساسات حمایتگرایانه فزاینده موجی از حمایتگرایی و پوپولیسم در سراسر جهان وجود دارد. از لفاظیهای حمایتگرایانه رئیسجمهور ترامپ و شعارهای «اول آمریکا» و «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» او گرفته تا ظهور احساسات ضد مهاجرتی در بریتانیای پس از برگزیت و ملیگرایی افراطی نهفته در سایر کشورهای جهان، واکنش شدیدی علیه جهانی شدن وجود دارد...
کشورها چگونه میتوانند فرار مالیاتی را کاهش دهند؟
فرار مالیاتی در مقابل اجتناب مالیاتی فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند. با این حال، تفاوت زیادی بین این دو اصطلاح وجود دارد. فرار مالیاتی یک فعالیت مجرمانه است. در بیشتر کشورها، فرار مالیاتی منجر به حبس میشود. فرار مالیاتی معمولاً با گزارش نکردن درآمد یا بیش از حد نشان دادن هزینهها انجام میشود. با این حال، اجتناب مالیاتی...
کووید ۱۹ و تأثیر آن بر بخش فناوری
در چند سال گذشته، شرکتهای فناوری باعث رونق بازارهای مالی شدهاند. شرکتهای FAANG (فیسبوک، آمازون، اپل، نتفلیکس و گوگل) شاهد افزایش چشمگیر ارزش خود بودهاند. با این حال، کووید-۱۹ باعث فروپاشی بازار سهام در سراسر جهان شده است. میتوان گفت که این بیماری همهگیر تأثیری بر ... ندارد.
چین به طور سنتی یکی از ایالتهای قرمز بوده است. این بدان معناست که چین به طور سنتی سیاست کمونیسم را اتخاذ کرده است. از این رو، انتظار میرود که نابرابری درآمد و ثروت در چین محدود باشد. با این حال، به طرز شگفتآوری، اینطور نیست. چین یکی از بزرگترین نابرابریهای ثروت در جهان را دارد.
برای مثال، ۱۰۰ نفر اول ثروتمندترین افراد در چین، ثروتی بیشتر از مجموع ۴۰ درصد پایینی جمعیت دارند! مجموع ثروت ۱۰۰ نفر اول حدود ۶۵۰ میلیارد دلار میشود، در حالی که ۴۰ درصد پایینی جمعیت تنها ۶۳۰ میلیارد دلار دارایی خالص دارند. این فاجعهبار است زیرا چین کشوری بسیار پرجمعیت است.
۴۰٪ از جمعیت چین بالغ بر ۴۲۰ میلیون نفر میشود! بنابراین، ۱۰۰ نفر ثروت بیشتری نسبت به ۴۲۰ نفر دارند که نشاندهنده شکاف عظیم ثروت است. به همین دلیل است که از یک سو، برخی از چینیها درآمد قابل تصرفی دارند که میتواند با کشورهای توسعهیافتهای مانند آمریکا برابری کند، در حالی که از سوی دیگر، بسیاری از چینیها در شرایط جهان سومی زندگی میکنند که در کشورهایی مانند گواتمالا رایج است.
چین باید فوراً به مشکل شکاف ثروت خود رسیدگی و آن را حل کند. برای انجام این کار، باید عواملی را که باعث این شکاف ثروت میشوند، درک کند. برخی از عوامل مهم در زیر فهرست شدهاند.
معجزه رشد چین پدیدهای شناختهشده و مورد مطالعه در سراسر جهان است.
این یک واقعیت شناخته شده است که چین در آن زمان سریعترین رشد اقتصادی جهان را داشت. در نتیجه، چین توانست درآمد مردم فقیر را افزایش دهد.
درآمد ۴۰ درصد پایین جامعه در این دوره پنج برابر افزایش یافته است. این رقم تا زمانی که این واقعیت را در نظر نگیریم که درآمد ۱ درصد بالا در همین دوره چهل برابر شده است، چشمگیر به نظر میرسد. این توزیع نابرابر رشد و درآمد، شکاف درآمدی در داخل چین را بیش از پیش تشدید کرده است.
سیستم آموزشی چین یکی از دلایل اصلی این شکاف عظیم ثروت است. این سیستم در مناطق شهری به خوبی توسعه یافته است. با این حال، در مناطق روستایی به خوبی توسعه نیافته است. با ظهور جهانی شدن و فناوری، اکنون همه مشاغل در چین نیاز به مهارتهای پیشرفته فنی دارند.
حتی کارهایی که قبلاً توسط کارگران انجام میشد، اکنون توسط ماشینهای پیشرفته انجام میشود. بنابراین، کارگران برای حفظ این مشاغل باید بتوانند با چنین ماشینهایی کار کنند. نیروی کار شهری چین قادر به انجام چنین کارهایی است. با این حال، همین را نمیتوان در مورد کارگران روستایی چین گفت.
شکاف ثروت در چین یک مشکل جدی است. از آنجایی که چین یک اقتصاد جهانی است، مشکلات آنها نه تنها بر اقتصاد خودشان، بلکه بر اقتصاد سایر نقاط جهان نیز تأثیر میگذارد. از این رو، بسیار مهم شده است که چین اقداماتی را برای کاهش این شکاف ثروت انجام دهد. برخی از اقدامات اساسی در زیر فهرست شدهاند:
یارانه به جمعیت روستایی: دولت چین پیش از این برنامههای خود را برای کمک به جمعیت روستایی خود اعلام کرده است. از آنجایی که جمعیت روستایی چین عمدتاً کشاورز هستند، یکی از اولین گامهایی که چین میخواهد بردارد، لغو مالیاتهای کشاورزی است. مالیاتهای کشاورزی منبع درآمد قابل توجهی برای دولت نیستند. از این رو، لغو آنها تأثیر قابل توجهی بر دولت نخواهد داشت. با این حال، تأثیر زیادی بر جمعیت روستایی خواهد داشت.
مزایای تأمین اجتماعیتاکنون، کارگران چینی با امنیت اجتماعی بسیار کمی کار میکردند. با افزایش این مزایای امنیت اجتماعی، چین میتواند سطح زندگی شهروندان خود را بالا ببرد. به همین دلیل است که دولت چین در حال بررسی ایجاد قوانینی مانند قوانین حداقل دستمزد و همچنین سیستمهای مراقبتهای پزشکی است. جای تعجب است که چین با توجه به اینکه مدت زمان بسیار طولانی یک کشور کمونیستی بوده است، چنین سیستمهایی را در حال حاضر ندارد.
مزایای آموزشیهند، همسایه چین، یکی از بزرگترین رقبای آن است. تاکنون، چین بر ساخت زیرساختها تمرکز داشته و در این زمینه از هند کاملاً جلوتر است. با این حال، هند بیشتر بر سیستم آموزشی خود تمرکز کرده و از این رو در اقتصاد خدماتی پیشرو است.
چین اکنون میخواهد در اقتصاد خدماتی نیز رقابت کند. به همین دلیل است که آنها باید بر نیروی کار روستایی خود نیز تمرکز کنند.
دولت چین اکنون تصمیم گرفته است که به هر شهروند چینی ۱۲ سال آموزش رایگان ارائه دهد! این اقدام با هدف توسعه نیروی کاری انجام میشود که بتواند در اقتصاد دانشبنیان رقابت کند. با این حال، این تنها گام اول است. چین باید بورسیههای تحصیلی متعددی را راهاندازی کند تا افراد با ضریب هوشی بالا، صرف نظر از طبقه اجتماعی که به آن تعلق دارند، فرصتهای بالاتری داشته باشند.
نکته اصلی این است که نابرابری ثروت یک مشکل واقعی در چین است و باید روی آن کار شود. آمریکاییها فکر میکنند که شکاف ثروت آنها نگرانکننده است. واقعیت این است که شکاف ثروت در چین حتی بزرگتر است. یک خانوار شهری متوسط در چین در مقایسه با یک خانوار روستایی متوسط، 330 درصد بیشتر درآمد دارد.
اگرچه چین در بخش عمدهای از قرن گذشته یک کشور کمونیستی بوده است، اما وضعیت نابرابری ثروت در آن از برخی از فقیرترین کشورهای جهان مانند مالاوی و سودان جنوبی بدتر است.
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *