
سلام اگوری پگوری ها! خوش اومدید به وبلاگ بنده![]()
࣪ ִֶָ†.مدیر این وبلاگ هستم و برای شروع، میتونید من رو با نام جین دریابید♡
بنده یک کریپیپاستا ، آندرتیل (دلتارون_اندرورس هم حساب میشه) فناف رزیدنتاویل لستآفآس فن هستمم
اگه براتون سواله اینجا از چی فعالیت میشه باید بگم که اینجا تقریبا
از همچی فعالیت میشه
که کلی بخوام بگم راجب گیم عه و
گیم ها معمولا یه شروعی داشتن حالا ممکنه انیمیشن باشه یا انیمه! حتی برعکس!![]()
ཐི❤︎ཋྀمحض اطلاعتون هم بگم که گیف ها عکس و...از سوشال مدیا های مختلف میارم
و مال خودم نیستن![]()
︵‿୨ rules ୧‿︵
1 : کپی از مطالب ممنوعه، خوشحال میشم کپی نکنید (آم البته عکس و اینا مجازه
)
2 : هیت خواستید بدید ولی فحشی درکار نباشه
3 : با تبادل مشکلی نیست و تا بخواید میتونم لینکتون کنمㅤ
♡ྀི ₊
(البته شماهم باید من رو لینک کنید، با نام : 𝐂𝐫𝐞𝐞𝐩𝐲𝐩𝐚𝐬𝐭𝐚 ┃ 𝐉𝐚𝐧𝐞 )
!𝗧𝗵𝗲 𝗘𝗻𝗱

♯بنشینید سرجاتون که میخوام یک داستان درمورد یکی از معروف های جامعه کریپی پاستا تعریف کنم!
𝜗𝜚
با صدای اوپرایی گفتن* بن غرق شده!๋ ࣭ ⭑ که خب اگه تجربه ای از بودن توی کامیونیتی کریپی پاستا داشته باشید نویسنده و آرتیست زیاد توشون هست که آرتیستا بن رو کنار جف میکشن انگار مثلا داداشی چیزی هستن- الان میفهمید کیو میگم؟
آره آره دقیقا همون برادری که شخصیتش شخصیت لینک در گیم لجندز آف زلدا![]()
(Legends of Zelda) هستش رو میگم (اگه بازیشو یادته تو دوست خوب منی)
بزن رو ادامه چون میخوام داستانشو واستون بگم!࿔‧ ֶָ֢˚˖𐦍˖˚ֶָ֢ ‧࿔
keep reading

برای جلب توجه حواستون گلومو صاف میکنم و منتظرم عین موجودات
گوشه اتاق بهم زل بزنین تا شروع کنم_
نکته قابل توجهی برای شماها ! قصه ای که امروز میخوام براتون تعریف کنم راجب یکی از معروف ترین کریپی پاستا هاست (اگه نمیدونید کریپی پاستا چیه به مجموعه شخصیت ها و داستان های ترسناک که از بعضیاشون روی واقعیت گرفته شدن و بعضیاشون فقط خیالات یه چندتا آدم توهمی بوده یا حتی نویسنده هایی از نسل های گذشته که ازین جور داستانا مینوشتن که مردم نتونن سرشونو رو بالشت بزارن میگن) همتون صدرصد یا عکسشو دیدید یا اسمشو شنیدید و به راحتی ازش گذشتید چون یا میترسیدید کامل داستانشو بدونید یا اعتقادی نداشتین و بعضیاتونم خوندین! حالا من برای پست اولم میخوام داستان اینجانب (جفری) رو بگم![]()
بزن رو ادامه اش .⭒˚
keep reading
привет ( سلامم 3: )